۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

... حقی مسلم و محفوظ، برای ملت ها؛ ذخیره ای استراتژیک برای ایرانیان

 
  از لحظه ی فرمان تهاجم عمربن الخطاب به تجاوزگران تازه مسلمان عرب  تا سرانجامی گنگ و نامعلوم، ایران مامن متعفن ملایان و ایادی ادمکش انها شده؛ برکه ی عفنی که خاورمیانه و شمال افریقا را نیز درنوردیده است. و ما ایرانیان انچنان به فلاکت فکری افتاده و خود را به کوچه علی چپ زده ایم، که ترور، اعدام ، حبس و گروگانگیری های این حکومت خونخوار را اقداماتی سیاسی برشمرده و بدینسان با انها برخورد نموده و کلنجار میرویم.
  حکومت غاصب محراب و شمشیر در ایران جهت حفظ سلطه ی خود، راهی جز قتل مخالفین و تجاوز و گروگانگیری و سرکوب مردم نمی شناسد؛ و تا مادامی که فرزندان رشید ملت ایران، به قصد اعاده حیثیت خود بپا نخیزند و بمنظور دفاع از موجودیت ملی و تاریخی خود، مقاومت را بدل به مبارزه ای کوبنده، تا خلع ید کامل حکومت غاصب نکنند، اوضاع بر همین منوال ادامه خواهد یافت وحکومت جابر یک گام عقب نشینی نخواهد کرد! اگر هدف ازادی و برقراری حاکمیت ملی است، گریزی ازین پیکار نیست. 
  مبارزه قهرامیزعلیه دیکتاتورنظامی، حقی محفوظ برای ملت ها ست. ذخیره ای ست استراتژیک، که هرچند  تاکنون به علل مختلف مسکوت مانده، بهرتدبیر پتانسیل بالقوه ای برای ملت ایران است! در حکومت غاصبی که به قوانین مندراوردی خود نیز پایبند نیست، رویاروئی و مقابله بمثل، حرکتی مخالف قانون و نظم اجتماعی نیست. تبعیت از نظم در جامعه ی قانونمند معنا می یابد و نه در هرج و مرجی که تاراجگران هستی ملت ایران بر وی نازل کرده اند.
  کارد سران جانی حکومت محراب و شمشیر به استخوان ایرانیان رسیده و بنابرین ، قابل تصور است که در مقطعی حساس که ملت ایران تشخیص دهد و صلاح بداند، بدان دست خواهد برد. حتی اگرنسل جوان کنونی نتواند بر ایادی ظلم فایق شود، چاره نیست؛ نسل در پی نسل، مقاومت و مبارزه بهر شکل را ادامه خواهند داد و شاید مقطعی فرارسد، که مردم متوسل به زور شوند، تا شر دیو استبداد که زبانی جز زبان زور نمی شناسد را برای همیشه کم کنند!
  نگاه از بالا به پائین، تحقیر و سرکوب روانی و اخلاقی نسل های متوالی ایرانی، توسط قشر انگل ملایان و ایادی چاقوکش انها ابدی نیست! حق مبارزه قهرامیز نتنها عرفا" بلکه بر اساس قوانین بین المللی مندرج دربیانیه حقوق بشر برای ملت ها محفوظ بوده وهست!  
 یکی از علت های اصلی ادامه این شرایط هولناک و خفتبار، بزدلی ما و سستی نگرش و بکارگیری شیوه رویاروئی غلط  با این پدیده ضد اجتماعی است.
 بمصداق "عنبرین خطی به دام وعده ی خامم کشید/ باغ سبزی هر طرف بنمود و در دامم کشید " وعده ی اصلاحات عناصرحکومتی، بقول عوام، ما را به هوای نخودسیاهی به اسم "راه حل های سیاسی و مدنی" فرستاده و سر کارمان گذاشته و مضحکه جهانیان و حتی مردم خودمان کرده است! مردم بخوبی میدانند، که رهائی نسل های حاضر و ایندگان تنها و تنها از طریق ریشه کن کردن این قشر خونخوار، از محیط اجتماعی میسر است! زبان بی ابای مردم میگوید: برخورد با این دیو پلید هرگز با روشهای ناکارامد  فعالان تیتیش مامانی مدنی و روشهای شبه دموکراتیک ایشان  میسر نخواهد شد و به یک کارزارحقیقی نیازمند است! مردم با تجربه ی خونینی که از خشونت عریان اسلامپناهان دارند، بخوبی دریافته اند که افسانه "خون بر شمشیر پیروز است" فریبی بیش برای تخدیر توده ها و بالابردن میزان تحمل ظلم وارده از سوی ایادی حکومت محراب و شمشیر نبوده است.
 نگاه کوتاهی به جوامع مدرن صنعتی نماینگر انست، که چگونه پیشبرد برنامه های مدنی حقوقی، با روشهای متین و منطقی توسط مددکاران اجتماعی، انها را که از حمایتهای همه جانبه ای برخوردار هستند، نیز، بستوه اورده است. کیست که مدعی شود، این شیوه ها، با دست خالی ایرانیان اندیشمند اواره شده درگوشه و کنار گیتی برساخته است؟ برپایه چه منطق و چه استدلال یا نظریه ای؟ نظریه های گنجی؟ مگر این مردم دلسوز و نجیب دستی در کار دارند، که بتوانند بمرور زمان زمینه اجتماعی ظهور و نضج استبداد را از میان بردارند؟ چگونه؟ چگونه میخواهند توده های مردم را اگاه کنند؟ با کدام اسباب و کدام ابزار و با کدام بودجه و در کجا؟
 ما با یک نارسائی اجتماعی در جامعه ای قانونمند سر و کار نداریم، که کارشناسان امور اجتماعی راه حل های مناسبی جهت رفع و رجوع ان تهیه و تدوین کنند، و مدیران مسئول جامعه، روشهای عملی برای مرتفع نمودن ان بکاربندند!
 ایا ارگان قابل نجاتی درین پیکر باقی گذاشته اند، که با درمانکردن ان، دگر اعضای مبتلا به این بیماری مزمن را بهبودی و یا حداقل تسلی بخشی ؟ -نه جان برادر، بوی لاشه ی متعفن حکومت اسلامی فضای میهن ما و گیتی را اغشته است!* کار از کارگه گذشته و راهی جز خارج کردن این غده بدخیم که عنقریب تمامیت کالبد جامعه را قبضه کرده وجود  ن د ا  ر د!
 هدف نگارنده درینجا تحریک و اغوای نابخردانه پوپولیستی نیست. لرزه افکندن بر دل سیاه تبهکارانی ست، که نابودی خفتبار و اجتناب ناپذیرخود و حکومتشان را انتظار می کشند! هدف، برملا کردن نقطه ضعف حکومتی ادمکش و یاداوری این نکته است، که تاکنون صدهاهزار ایرانی در راه پرافتخار سربلندی ایرانیان، جانباخته اند و ما هنوز به گپ زدن های روشنفکرمابانه مشغولیم و فراموش کرده ایم که خوار و سرشکسته ازین دنیا خواهیم رفت، اگر در دوران حیاتمان موفق به نابودی خشونت عریان در سرزمین پدریمان نشویم! محاربه خواندن مقابله ی جدی با حکومت و وضع مجازات اعدام برای دشمنان حقیقی اش، هیچ مگر اعتراف هیئت حاکمه به نقطه ضعف اصلی و ترس واقعی انها از مقابله بمثل نیست!
 بخوبی میدانند که ملت شجاع نترس دست نیرومند بالا دستی ست که نابودکننده ی قدرتمندترین حکومتهاست!


* هنرمند انساندوست غربی، که عمری در راه اعتدال و احقاق حقوق مردم تحت ستم گامبرداشته، در قالب طنز تلخ، بکاربردن سلاح بیولوژیک برای نابودکردن خاورمیانه را توصیه می کند! 
 این حکومت یک فاجعه ملی نیست! فاجعه ای جهانی ست! با این تفاوت که ایرانیان جریمه مادی و معنوی برای ان را پرداخت کرده و میکنند! از خواننده محترم تمنا دارد، که نقطه نظر خود را در مورد رشته سخن بالا به اطلاع حقیر رساند، مبادا در دام  اشتباهات فکری تبه شوم.

  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر