۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۰, شنبه

ترا کلام همی بی ورام باید کرد


 ادبیات از منبع لایزال  هستی بعلاوه انسان  مشروب می شود. 
 همزمان دانشگاه و تفرجگاه زندگان بر روی زمین است؛
 بر فلسفه پیشی داشته وخون جاری در رگ دانش است.
 زبان، انسان را از سایر جانوران متمایز میکند؛ توان نگارش به او،
 برجستگی-در میانه ی جمع- اهدا میکند.


 اموخته ایم که تاثیر متقابل دست و مغز انسان بر یکدیگر چه دستاوردهای ارجمندی داشته و دارد؛
 فراتر ازان ادبیات ست، که اندیشه ی انسان را به اوج  رشد نظری ودر نتیجه  رشد عینی محیط زندگیش رهنمون میشود.
 ادبیات از یافته ها، در برابر باد فراموشی محافظت،
 انها را چون بذری به مزارع اذهان نو پاشانیده،
 موجب باروی و باراوری شده و باعث خلاقیت بیش از پیش اندیشه پویای بشر میشود.

 احساس ترا به دیگری منتقل میکند؛
 ذهنیت و ماهیت ترا بر دیگران حکایت میکند؛
 افکار ترا تبیین میکند؛
 نظر تو و جهانبینی ات را توجیه میکند؛
 به تو هویت اجتماعی میبخشد.
 ادبیات رابط تو با جهان بیرونی توست و تو و دیگران را پیوند داده و جهانت را گسترش میدهد.
 جهانت که گسترش یافت، اندیشه ات را اینبار با ارزش اضافه تولیدشده غنا می بخشد، بدین امید که ارزش نیکوتری خلق و ابداع کنی.
 ادبیات ترا از زندگی گیاهی باز میدارد؛ از جانوران مجزا میکند و زبان تمدن بشری است؛
  زبان، خواهش انسان را به محیط وی گزارش داده،
  به زندگانی اجتماعی وی معنا بخشیده،
  موجبات خلق ارزشهای سودمند نوین را فراهم نموده
 و در نتیجه بهبود همزیستی بدون خشونت مردم را میسر میکند؛
 در همه حال، ادبیات رهنمائی ست، که موجب تکامل زندگی اجتماعی انسان ها میشود.
 مبادله ادبی -از لحاظ های گوناگون- حیاتی تر از مبادله اذوغه و کالا میان اعضای یک جامعه، با یکدیگر است؛
 زیرا تعریف ارزش ها و طرح و وضع قوانین، حراست از نظم ( در همه ی زمینه های اخلاقی، فرهنگی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی و غیره) را برشانه وظیفه سنگین خود دارد.
 ادبیات، درسراندرون، اندیشه و اندیشیدن را شیوه وسازمان میدهد؛ در پی ان دست به کار شده و با عینیت و واقعیت بخشیدن به پندار، جهان درون و برون یا جهان برون و درون انسان را متحول می کند؛ بعبارت بهتر تعالی می بخشد.
 نخست یک حرف و دو حرف مادر و قصه های دلنشین اوست و بعد ان، خواندن ست، که شور زندگی، انگیزه بالندگی ، عشق به ازادی و میل به وارستگی را در روح و کالبد تو میدمد، چون باد بهاری از خلوت و رخوتت برون اورده و
 ترا بیدار می کند!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر