۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۱, یکشنبه

فراگیری از خطاهای گذشته


 کینه در قلب بیمار کینه جوی ماوا داشته، او را مبدل به عنصری ناسازگار و ستیزه جو کرده و تلاش دارد تا واپسین دم زندگی، وی را رها نکند.
قانون  وظیفه دارد ستیزه جوئی خودسرانه را مهار کرده و فرد ناسازگار را جذب جامعه خویش نماید.
  درغیاب جامعه قانونمند-اما- رسانه ها موظف به رعایت و ترویج ضوابطی هستند، که کنشگران درصدد قانونی کردن انها، در حال ناشکیب و در اینده دراز هستند. 
 هرچند "دشمنی و مخالفت مهارشده ی عقلانی" در روند حرکت اجتماعی، قادرست، همزمان، انگیزه و موتور محرکه ای توام باشد، اما، از انجا که اثار و پیامدهای تصفیه حساب های سیاسی، به شخص یا اشخاص معدود ذیربط ختم نگشته، بلکه، منافع اجتماعی مردم را نیز در معرض خطر کینخواهی قرار میدهند، لازم است، درانجا که فرد یا افراد خودمحور امال نسلهای کنونی را بازیچه رفع عقده ی شخصی یا سازمانی ناشی از اشتباهات گذشته میکنند، انرا تقبیح و با ان برخورد جدی نمود.
 ناگفته نگذاریم که، تفاهم، همدلی و رافت، مرحم های موثری هستند، که زخم بجای مانده از اسیب های گذشته را التیام می بخشند؛ یاری می کنند که انسان با گذشته خویش اشتی کرده، ارامش از دسترفته را بازیابد و از اشتباهات بیاموزد؛ دریابد که موثرترین روش فراگیری، اموختن از خطای انجام یافته است! ( لازمه ی ان، اندکی تامل و خرده ای وقار است. همین و بس)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر