حکومت اسلامی سالها از مذاکرات هسته ای بعنوان ابزاری برای به
تعویق انداختن سرنوشت محتوم خود و انحراف افکارعمومی مردم و جامعه جهانی از
مشکلاتی نظیر بحران مشروعیت حکومت بهره جسته است.
غافل از آنکه از ابتدا برای مردم ایران و جامعه جهانی مشخص بوده، که جانگاهِ حکومتِ مصرفزدهِ نفتفروش، نه در توانمندی هسته ای و یا قدرت نظامی ست، بلکه شیشه جانش به "دلارهای نفتی" بسته است و بر کسی پوشیده نیست، ملاهای تهران اعتیاد شدیدی به مصرف بی رویه ی "پترول دالرس"دارند.
همین مسئله سبب گردید که جامعه جهانی، بی توجه به لاف و بلوف رژیم خودکامه، کشمکش را به میدان جنگ حقیقی یعنی عرصه اقتصاد محدود نماید. این تنگناهای اقتصادی بودند، که حکومت را مجبور به عقبنشینی از دعاوی پیشین و مذاکره نمودند.
تحریم های اقتصادی هستند که منجر به کاهش یا قطع فروش نفت و مبادله کالاهای حیاتی گشته، نارضایتی های اجتماعی را برانگیخته و اعتراضات مردمی را بدنبال دارند.
تضعیف بنیان اقتصادی است که حکومت را درآستانه سقوط قرار میدهد. درچنین شرایطی است که یک تلنگر منجر به فروپاشی پرمدعاترین حکومتها میگردد.
علاوه بر جبهه اقتصادی، چند سال پیش ازین تاریخ، محسن رضایی تروریست اسبق و یکی از مسئولین اطلاعات سپاه، انگیزه اصلی اصرار بر به تعویق افتادنِ توافقات هسته ای با غرب را، بدین گونه توجیه می کرد، که جامعه جهانی بلافاصله پس از اخذ توافقات هسته ای با حکومت خودکامه، چشم اسفندیار دیکتاتوری ملاتاریا را نشانه خواهد گرفت و با طرح مسئله اجرای مفاد پیمان نامه بین المللی حقوق بشر، که مطابق آن حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی تمامی آحاد بشر در هر کشوری از سوی دولت لازم الاجرا می باشد، آن را تحت فشار گریزناپذیر قرار خواهد داد و ارکان آنرا متزلزل خواهد نمود.
بر این باور ست، مبارزه جدی در این دو جبهه، توسل به اقدامات نظامی و به مخاطره انداختن امنیت منطقه را منتفی می سازد، همچنین از تیره تر شدن روابط ملت های ایران و آمریکا پیشگیری می کند.
دولتمردان ایالات متحده آمریکا بر این امر واقف اند، تعداد کسانی که تاکنون ضربات مهلک به نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه وارد آورده اند معدود است:
اقلیتی متکی به زور که همزمان با تحریک لغوی به مصاف نظامی، ملت ایران را به گروگان گرفته اند و روزی یک دشمن برای او می تراشند. آنها نتنها نمایندگان منتخب مردم نیستند، بلکه در حقیقت خطرناک ترین تهدید علیه ملت صلحدوست ایران هستند.
آحاد مردم جهان می دانند جمعیت کشور ایران متشکل از مردم بی دفاعی است، که محکوم به تحمل سران آدمکش و فاسد حکومت آخوندی و تروریست هایی مثل محسن رضائی و رفقای رانت خوار او شده اند.
نتیجه اینکه بر همه آزادیخواهان و دولتمردان جهان است بیش از این ملت ایران را تنها رها نکرده و این حکومت تروریست پرور را در دو جبهه مذکور تحت فشار روزافزون قرار دهند.
غافل از آنکه از ابتدا برای مردم ایران و جامعه جهانی مشخص بوده، که جانگاهِ حکومتِ مصرفزدهِ نفتفروش، نه در توانمندی هسته ای و یا قدرت نظامی ست، بلکه شیشه جانش به "دلارهای نفتی" بسته است و بر کسی پوشیده نیست، ملاهای تهران اعتیاد شدیدی به مصرف بی رویه ی "پترول دالرس"دارند.
همین مسئله سبب گردید که جامعه جهانی، بی توجه به لاف و بلوف رژیم خودکامه، کشمکش را به میدان جنگ حقیقی یعنی عرصه اقتصاد محدود نماید. این تنگناهای اقتصادی بودند، که حکومت را مجبور به عقبنشینی از دعاوی پیشین و مذاکره نمودند.
تحریم های اقتصادی هستند که منجر به کاهش یا قطع فروش نفت و مبادله کالاهای حیاتی گشته، نارضایتی های اجتماعی را برانگیخته و اعتراضات مردمی را بدنبال دارند.
تضعیف بنیان اقتصادی است که حکومت را درآستانه سقوط قرار میدهد. درچنین شرایطی است که یک تلنگر منجر به فروپاشی پرمدعاترین حکومتها میگردد.
علاوه بر جبهه اقتصادی، چند سال پیش ازین تاریخ، محسن رضایی تروریست اسبق و یکی از مسئولین اطلاعات سپاه، انگیزه اصلی اصرار بر به تعویق افتادنِ توافقات هسته ای با غرب را، بدین گونه توجیه می کرد، که جامعه جهانی بلافاصله پس از اخذ توافقات هسته ای با حکومت خودکامه، چشم اسفندیار دیکتاتوری ملاتاریا را نشانه خواهد گرفت و با طرح مسئله اجرای مفاد پیمان نامه بین المللی حقوق بشر، که مطابق آن حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی تمامی آحاد بشر در هر کشوری از سوی دولت لازم الاجرا می باشد، آن را تحت فشار گریزناپذیر قرار خواهد داد و ارکان آنرا متزلزل خواهد نمود.
بر این باور ست، مبارزه جدی در این دو جبهه، توسل به اقدامات نظامی و به مخاطره انداختن امنیت منطقه را منتفی می سازد، همچنین از تیره تر شدن روابط ملت های ایران و آمریکا پیشگیری می کند.
دولتمردان ایالات متحده آمریکا بر این امر واقف اند، تعداد کسانی که تاکنون ضربات مهلک به نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه وارد آورده اند معدود است:
اقلیتی متکی به زور که همزمان با تحریک لغوی به مصاف نظامی، ملت ایران را به گروگان گرفته اند و روزی یک دشمن برای او می تراشند. آنها نتنها نمایندگان منتخب مردم نیستند، بلکه در حقیقت خطرناک ترین تهدید علیه ملت صلحدوست ایران هستند.
آحاد مردم جهان می دانند جمعیت کشور ایران متشکل از مردم بی دفاعی است، که محکوم به تحمل سران آدمکش و فاسد حکومت آخوندی و تروریست هایی مثل محسن رضائی و رفقای رانت خوار او شده اند.
نتیجه اینکه بر همه آزادیخواهان و دولتمردان جهان است بیش از این ملت ایران را تنها رها نکرده و این حکومت تروریست پرور را در دو جبهه مذکور تحت فشار روزافزون قرار دهند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر