۱۳۹۳ تیر ۲۶, پنجشنبه

ایرانیان در گذرگاه تاریخ

  بیائید یکبار با هم، منابع مستند تاریخی کتابخانه ها و دانشکده های سرتاسر جهان را به سوئی نهیم:
 کمتر خانه ای از پیروان ادیان ابراهیمی یعنی کلیمیان، مسیحیان و مسلمانان در سرتاسر جهان پهناور میتوان یافت که نسخه ای از کتاب اسمانی انها یعنی تورات، انجیل و قران، در کنار احادیث کهن انها وجود نداشته باشد؛ این کتب که به تعبیری حافظه ی تاریخی پیروان ادیان یاد شده هستند، گواه زنده ای بر روح عدالتخواهی، رزماوری، شجاعت و خرد اجتماعی ملت ایران در ادوار گوناگون تاریخی بوده و هستند! در هیچکدام از انها نمیتوان مورد کوچکی در مذمت ایران و ایرانی خواند! 
کمتر کشوری در جهان میتوان سراغ گرفت، که از لحاظ دگرگونی های سیاسی* قابل مقایسه با جامعه ایران و ایرانیان در سرتاسر تاریخ اجتماعی بشر بوده باشد! هیچگاه در هیچ مرحله ای از تاریخ، در جنگهای بیشمار و کشورگشائی های متعدد، از سربازانی یاد نشده که تحت پرچم دولت وقت ایرانی دست به کشتار مردم بی دفاع و روش های ناجوانمردانه ای در لشکرکشی ها و جنگ های بیشمار زده باشند! هر انچه بنام ایرانیان ثبت شده است حکایت از رواداری و احترام به فرهنگ و ادیان مردم گوناگون بوده است.**
  ما مردم عصر حاضر فرزندان نیاکانی هستیم که در هیچیک از اوراق تاریخی نگاشته شده بدست متفکران گوشه و کنار جهان، در هیچیک از اثار مورخین دوست و دشمن ایرانیان، هیچگاه بعنوان ملتی زبون، خوار و ستمکش از انان یاد نشده است! میتوان تصور کرد که هنگام خواندن این سطور این پرسش به ذهن خواننده خطور کند، که چه؟ گیرم پدر تو بود فاضل؛ از فضل پدر تو را چه حاصل!؟ ...بلی، نکته همینجاست! جوانمردی، بزرگی و اخلاق نیک ایرانیان انگاه تجلی می یابند که ایرانی بر جایگاه رفیع شایسته ی خویش و ملت باستانی اش، بر بلندای بایسته خویش ایستاده باشد و ازاد، سرفراز و توانمند از موضع قدرت سخن گوید! و نه از جایگاه پست اسارت، در میهن اشغال شده اش و فرو دست در برابرعده ای چاقوکش و چپاولگر و انگل های خونخواری موسوم به اخوند! هیئت حاکمه ی ضد ایرانی کلیه ی ارزشهای اخلاقی و فرهنگی و تاریخی ایرانیان را نابود کرده و افتخارات تاریخیشان را نادیده گرفته، پایمال کرده و جامعه را به انحطاط کشیده است؛ از انجا که امیدی به فردای خود ندارد، تنها و تنها به چپاول هرچه بیشتر دارائی ملت ایران دست یاخته است! 

 وجه اشتراک کوتوله های سیاسی در کلیه ی جوامع عقبمانده، بکاربستن فریب و تزویر، مانیپولاسیون توده های خوشباور برای دستیافتن به قدرت و سپس کوتاه کردن سران فرهیخته ی یک ملت است؛ ایرانیان اصیل و خردمند یا سر به نیست شده، یا در بند رژیم ضد ایرانی اسیرند؛ یا رانده شده و اواره ی افاق گیتی گشته اند. بخش بزرگی که در کشور بسر میبرند نیز، به حکومت پشت کرده اند و سرنگونی این حکومت منحط را روز شماری میکنند. تنها قبله گاه امید ایشان، ایرانیانی هستند که در مقام امن قادربه سازماندهی خویش، در مجمعی ملی هستند، بلکه فریاد ازادیخواهی و ارمان رسیدن به حاکمیت ملی این مردم شریف را بگوش جهان متمدن که پیشرفت های ان، مرهون دستاوردهای علمی نیاکان ایرانی انها هستند، برسانند و وجدان خفته ی جهان را بیدار کنند! بی تفاوت خواندن انها و متهم کردن ایشان به تن دادن در برابر ستم حاکم، معرف جهل مرکب کوته بینان و امال حقیر فرقه ای و عشیره ای انها ست!    




*درینجا کفایت میکند به حداقل ان، یعنی از لحاظ کمی اکتفا کنیم؛ دانسته، تحولات درونی بیشمار ماقبل تاریخ مکتوب میهنمان، که بدون تردید ریشه در واقعیات انزمان ها دارند را جمله اسطوره خوانده و از کنار انها نیز بگذریم!

** مورد کمبوجیه در مصر باستان، موردی استثنائی است که در اثر اختلال مشاعر و نارضایتی عمیق وی بدلیل دورماندن از شکوه و جلال و رفاه پایتخت بوده است که بهای هنگفتی نیز بهمراه داشت!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر