کِبرو فقدان عقلانیت هیئت حاکمه، هر تلاشی در جهت یافتن راه حل کم هزینه برای گذارازحکومت قرون وسطائی به حاکمیت مردم را عاطل گذاشته است.
نومیدی مطلق مردم از بهبود شرایط اجتماعی و اوضاع آشفته ی بی سرانجام از یکسو، از سوی دیگر بی درایتی و بی آزرمی ایادی حکومت، بستر مناسبی برای پیدایش و رشد گروه های تندرو -در آینده ی نچندان دور- فراهم کرده است.
پیشه کردن روش های تبهکارانه ی اختناق و سرکوب، توسط هیئت حاکمه، بمنظورحفظ وادامه ی حکومت تحمیلی، شیوه تفکر و واکنش فعالان و گروه های سیاسی را تحت الشعاع قرار داده است؛ چنانکه شاهدیم کسی امید واعتقادی به مبارزه ی دموکراتیک با حکومت مستبد ندارد و درنتیجه هیچیک از فعالان سیاسی، برنامه مشخصی به مردم ارائه نمی دهد.*
بدیهی ست هرگاه نیروی سیاسی مردمی، حق مشارکت در امور سیاسی نداشته باشد و خواست واقعی مردم جامعه نمایندگی نشود، هر جا اراده وآرای حقیقی مردم نادیده انگاشته وصدای اعتراض آنها توسط ایادی حکومت خفه شود، آنجاست که قشر جوان، راه نوی جستجو کرده و گاه روش پرمخاطره ای -برای مقابله با سرکوب- ابداع می کند.
فرایند پویای خود جوش در جامعه به اشکال گوناگونی، از جمله درهیبت حرکتهای اعتراضی نظیراعتراض به آلودگی های محیط زیست نمایان میشود.
فرایند پویای خود جوش، روند سیّالی است، که گاه کنش است گاه واکنش، گاه معلول است گاه علت. همین نوسان پویا سبب میشود، مقاومت و مبارزه ی مردمی تحت دشوارترین شرایط به حیات خود ادامه دهد و رشد کند.
شهروندان جوامع دموکراتیک با برخورداری از حقوق و آزادی های اجتماعی، نارضایتی های خود از سیاست های جاری دولت را، در اجتماعات و راهپیمائی ها بنمایش نهاده و صدای آنها از طریق رسانه ها به گوش مسئولان امور می رسد؛ لیکن در جامعه ای که جوّ اختناق برآن حاکم ست، نیروی معترض مفّری یافته، خود را سازمان داده و وارد عمل (معمولاً آسیب زدن به ارگان های حکومتی) میشود.
گروه های اتونوم** خاری در چشم سیاستمداران مدافع اقلیت در جوامع صنعتی و کابوس هیئت حاکمه ی مستبد هستند. لرزه ای که یک گروه کوچک اتونوم به دل ایادی دستگاه امنیتی می افکند، قابل مقایسه با مخالفت های سیاسی آشکار و دموکراتیک (می بینیم چگونه با وقاحت، وقعی به آنها نهاده نمی شود) نیست؛ آنها بخوبی میدانند، گروهکی -به ظاهر- بی آزار، از چه پتانسیل کوبنده ای برخوردار است.
نومیدی مطلق مردم از بهبود شرایط اجتماعی و اوضاع آشفته ی بی سرانجام از یکسو، از سوی دیگر بی درایتی و بی آزرمی ایادی حکومت، بستر مناسبی برای پیدایش و رشد گروه های تندرو -در آینده ی نچندان دور- فراهم کرده است.
پیشه کردن روش های تبهکارانه ی اختناق و سرکوب، توسط هیئت حاکمه، بمنظورحفظ وادامه ی حکومت تحمیلی، شیوه تفکر و واکنش فعالان و گروه های سیاسی را تحت الشعاع قرار داده است؛ چنانکه شاهدیم کسی امید واعتقادی به مبارزه ی دموکراتیک با حکومت مستبد ندارد و درنتیجه هیچیک از فعالان سیاسی، برنامه مشخصی به مردم ارائه نمی دهد.*
بدیهی ست هرگاه نیروی سیاسی مردمی، حق مشارکت در امور سیاسی نداشته باشد و خواست واقعی مردم جامعه نمایندگی نشود، هر جا اراده وآرای حقیقی مردم نادیده انگاشته وصدای اعتراض آنها توسط ایادی حکومت خفه شود، آنجاست که قشر جوان، راه نوی جستجو کرده و گاه روش پرمخاطره ای -برای مقابله با سرکوب- ابداع می کند.
فرایند پویای خود جوش در جامعه به اشکال گوناگونی، از جمله درهیبت حرکتهای اعتراضی نظیراعتراض به آلودگی های محیط زیست نمایان میشود.
فرایند پویای خود جوش، روند سیّالی است، که گاه کنش است گاه واکنش، گاه معلول است گاه علت. همین نوسان پویا سبب میشود، مقاومت و مبارزه ی مردمی تحت دشوارترین شرایط به حیات خود ادامه دهد و رشد کند.
شهروندان جوامع دموکراتیک با برخورداری از حقوق و آزادی های اجتماعی، نارضایتی های خود از سیاست های جاری دولت را، در اجتماعات و راهپیمائی ها بنمایش نهاده و صدای آنها از طریق رسانه ها به گوش مسئولان امور می رسد؛ لیکن در جامعه ای که جوّ اختناق برآن حاکم ست، نیروی معترض مفّری یافته، خود را سازمان داده و وارد عمل (معمولاً آسیب زدن به ارگان های حکومتی) میشود.
گروه های اتونوم** خاری در چشم سیاستمداران مدافع اقلیت در جوامع صنعتی و کابوس هیئت حاکمه ی مستبد هستند. لرزه ای که یک گروه کوچک اتونوم به دل ایادی دستگاه امنیتی می افکند، قابل مقایسه با مخالفت های سیاسی آشکار و دموکراتیک (می بینیم چگونه با وقاحت، وقعی به آنها نهاده نمی شود) نیست؛ آنها بخوبی میدانند، گروهکی -به ظاهر- بی آزار، از چه پتانسیل کوبنده ای برخوردار است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر