۱۳۹۴ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

طالبان در تهران، سپاه پاسداران درعراق


 



  بارها، اوضاع کنونی ایران را، از لحاظ داخلی در مناسباتی نظیر «ایران در آستانه انقلاب مشروطه» انگاشته و در مقایسه با دیگر کشور ها، هر چند با اختلافات کیفی فراوان، ولی از لحاظ ماهوی بگونه ای اغراق آمیز مشابه با «مراحل اولیه بنیانگذاری کشور آمریکا» یافته ام. اینکه آیا معرکه گردان سیاست های جهانی و بازیگران مزدور منطقه ای خواهند توانست بر ایرانیان میهنپرست چیره شوند، پا بر روی سینه آنها و بر آثار باقیمانده از دوران بنیانگذاری ایران نوین نهاده و بازی خود را به مقصد ضد مردمی رسانند، پرسشی ست، که پاسخ به آن (با توجه به آشفته حالی جامعه ایرانیان و نبود نظریه پردازان آگاه) حداقل یکی دو دهه وقت لازم دارد؛ تا بلکه قابل مشاهده و بررسی شود.*
 در پاسخ به این که چرا امروزه نمیتوان پاسخی بر چگونگی واقعه یافت، میتوان اذعان داشت، با آنکه شمار بزرگی از فرزندان ملت ایران، در بسیاری از دانشکده های علوم سیاسی و غیره، شایستگی برعهده گرفتن کرسی های استادی داشته و دارند، ولی از نبوغ و درایت لازم برای تبیین قابل فهم روابط و سیاست های پنهانی بطئی، در حول و حوش میهن ما بی بهره هستند و ستاره ای از میان انها ندرخشیده، که نوری بر راه تاریک ایرانیان افکنده، رهنمون خردمندانه ای بزبان قابل فهم برای اقشار گسترده دهد و راه مبارزه ای مردمی و کارساز را روشن کند. بهانه اینست، که مردم راه خودشان را پیدا خواهند نمود.**
 حال اندکی در مورد تشابهات یادشده میان جامعه ایران، که عده ای تبهکار در طی سی و شش سال گذشته با تمام قوا تلاش دارند، آنرا به انحطاط کامل و به قهقرا کشند، بپردازیم:    
   -مهاجران اولیه آمریکا، نسل ساکنان بومی آنجا را به انقراض کشاندند،
   -طلاب شیعه، در حال نابود کردن نسل ایرانیان اصیل و با فرهنگ هستند؛
   -مهاجران اروپايی میهمان های اجباری بودند، که صاحب هست و نیست مردم بومی آمریکا شدند،
   -هیئت حاکمه تحمیلی در تهران، خود را صاحب هستی و دارائی های ملت ایرلن می داند؛
  -مهاجران اروپايی با سرعتی سرسامآور به چپاول منابع زیرزمینی و روی زمینی آن سرزمین حاصلخیز پرداختند،
 -هیئت حاکمه مسلمان به چپاول سرمایه ها و منابع نفت و گاز ایرانیان مشغولند؛
 -آمریکائی ها سپاه پاسداران را به مین جمع کنی در رزمگاه های مورد نظر خود می گمارند،
  -سران حکومت الله بر روی زمین از سرکردگان تروریسم منطقه ای چنین بهره برداری میکنند؛
  -خدای آمریکائی سرمایه است،
 -خدای حکومت اسلامی و عمّال آن دلار است؛
 -آمریکائی ها دول ملی مقتدر را مانع پیشبرد منافع کنسرن های غارتگر میدانند،
 -حکومت اسلامی مشارکت مردم ایران در سیاست را مانع چپاولگری خود میداند؛
 -آمریکائی های مبتکر «کمربند سبز»، خالق حکومت دینی در ایران هستند و به حفظ دین بمثابه ابزار حکومت بر مردم اصرار دارند،
 -حکومت اسلامی در ازاء، مجری چنین برنامه هایی ست؛ ملا ها مامور به قهقرا کشاندن جوامع و فرهنگ رو به ترقی هستند؛
 -آمریکائی ها از آگاهی مردم از پوچ بودن ادیان ابراهیمی و عصیان ملت ها واهمه دارند،
 -حکومت دینی در تهران، ماموریت به قهقرا کشیدن خاورمیانه را برعهده گرفته است.
 هدف مشترک هر دو از طراحی و گسترش جنگ های مذهبی، تحمیق توده های مردم، کنترل بیش از پیش منطقه نفتخیز و صیقل دادن ادیان ابراهیمی بمثابه بازوی قدرت و الت قتاله اندیشمندان آزادی و عدالت خواه ست. هر دو از یک دولت ملی در ایران و اشاعه دموکراسی سکولار در منطقه به یک میزان واهمه دارند.



* ما میتوانیم حدس و گمانه زنیم و بر ایمان خویش استوار بمانیم و بگوئیم در نومیدی بسی امید ست و پایان شب سیه سپید است؛ تاکنون چنین بوده و زندگی ملی ما به گواه تاریخ چند هزار ساله، پیوسته نازک چو موئی شده و از هم نگسسته است؛ بار اول نیست که تلاش دشمنانش محکوم به شکست میشود.
  **حقیقت آنک، نبوغ و درایت سیاسی الزاما قابل تحصیل نیستند. اینکه نسل اتوپیست دهه پنجاه خورشیدی، خود را از چنان خودآگاهی سیاسی برخوردار می دانست، که ابزار ویرانکردن ارکان جامعه شود، بدون آنکه نظمی عملی برای جایگزین کردن نظم موجود داشته باشد، خطای مرگباری بود، که نتیجه اش از نخستین ساعت پس از تغییر و تحول اشکار شد و هر روز اشکارتر میشود! در مقایسه با امروز میتوان بی پرده گفت، آنها از خودگذشته و ثابت قدم تر بودند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر