اقتدار و عظمت، ویژگی های یک کشور هستند؛ بدین
معنی که مردم و حکام یک سرزمین، در داشتن و بالیدن بدان سهیم هستند. حکومت وقت
ایران اما، به دلایل گوناگون از چنین افتخاری محروم است. بدیهی ست عظمت و اقتدار
تاریخی ملت و سرزمین ایران به پیش از پیدایش اسلام بازمیگردد؛ بنابرین حکومت
اسلامی با انکار تاریخ پر افتخار ایران، منسوب کردن ان به عصر جاهلیت و دشمنی با
ارزش های کهن ایرانی، بر بیگانگی خود با ایران و ایرانی پافشاری داشته، خود را ازین حق محروم نموده و
تظاهر و بهره برداری های گهگاه از عرق ملی ایرانیان، پیوسته با ناباوری ایرانیان
روبرو شده و میشود. هرگونه تلاش در پیوند زدن این -به گفته شاعر- شیشه ی بشکسته، اگر
نا ممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.
در
بوق و کرنا دمیدن تکنولوژی هسته ای توسط حکام، بهیچوجه قادر به پنهان کردن عقب ماندگی
های کشور، در کلیه سطوح اقتصادی-صنعتی نیست؛ تلاش در دستیابی به سلاح های کشتار
جمعی، موشک های دور برد کور، واحدهای رزمنده ی سپاه قدس و دخالت مستقیم در بحران
های منطقه ای، بهیچوجه قادر به جانشینی ارتشی مقتدر-که حافظ و ضامن صلح و ثبات
کشور و منطقه باشد- نبوده و نخواهند گشت. چنین اقداماتی از سوی هیئت حاکمه، تنش
هایی عصبی، از روی ناتوانی، در برابر انزوای خودساخته ای هستند، که بر ملت ایران
تحمیل کرده و بدینوسیله صلاحیت کشورداری را از خود سلب نموده است. زمامداران این رژیم، به راستی،
به این حقیقت عریان پی برده اند؛ یافتن برون رفتی ازین تضاد گریز و گرایش و تغییر
مسیر لیکن، از توان انها خارج است. توضیح ان که، وابستگی کشورهای غیر صنعتی به قطب
های چند گانه صنعتی جهان، خواستی نظری یا گرایشی احساسی نیست، بدانگونه که خودبینان روشنفکر
نما -بغلط- بیرق کلام در دست، برپاخاسته و
شعارهائی نظیر " من انم که رستم بود پهلوان " دهند؛ لابد ایشان برین باورند، که حکومت به میزان لازم، از تکنولوژی تولید ابزار سرکوب مردم برخوردار است، پس وابسته نیست! در حالیکه، جهت نمای وابستگی هر
یک از این کشورها به قدرت های صنعتی جهان را، وابستگی نیروهای مسلح انها به محل اصلی تامین مایحتاج نظامی شان نشانداده و
هویدا می کند! نتیجه تلخ اینست که پس از سی و پنج سال شعار " مرگ بر امریکا
" بر هیئت حاکمه محرز شده است، که قوای مسلح ایران به تاسیسات نظامی ایالات
متحده امریکا وابسته است و راه گریزی ازین واقعیت عریان وجود ندارد! سی و پنج سال
زمان اندکی نبوده است؛ انها گزینه و منابع دیگری جستند و نیافتند! امروزه، کوشش ایادی
حکومت برین نکته مهم متمرکز شده است، چگونه علت وجودی خود، یعنی امریکا ستیزی را انکار
و از کجا و کی معاملات تسلیحاتی خود با
" شیطان بزرگ " را آغاز کنند!!؟ (اخر در قدرت خود نمی بینند، جواب خون
های به ناحق ریخته شهروندان بی گناه و ایادی فریب خورده خود را توجیه
کنند!...براستی چگونه؟)...خود کرده را تدبیر چیست؟
علت اصلی نابسامانی های کشور و منطقه، در ایجاد
بحران های پر تلاطمی نهفته است، که رمز بقای حکومت های خودکامه محلی هستند؛ شیوه
های منحط و از کار افتاده ای، که تاریخ مصرف انها دیریست گذشته است. دلیل مدارای
مردم ایران در چنین شرایطی، حفظ شیرازه کشور تا اطلاع ثانوی ست و علت اصلی مماشات
جامعه جهانی با حکومت های خودکامه محلی، نبود آلترناتیو های نیرومند درین جوامع
است. بیاموزیم، یک سوزن بخود زنیم و یک جوالدوز به دیگران!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر