۱۳۹۴ فروردین ۲۷, پنجشنبه

طبقه متوسط، موتور از کارافتاده ی تحول اجتماعی

نابسامانی های اجتماعی، قشر اگاه جامعه را، که از حس مسئولیت اجتماعی بیشتری نسبت به اقشار گسترده برخوردار میباشد، وادار به واکنش در برابر قواعد نابرابر موجود می کند. این قشر مایل به بی تفاوتی و دنباله روی کورکورانه ی حوادث نیست و بار رسالت اجتماعی بر دوش، در هیبت کنشگران سیاسی- مدنی و غیره وارده عرصه اجتماعی میشود.
 دیدگاه، اهداف و روش همه کنشگران لیکن یکسان نیستند؛ هر کدام هدفی متفاوت، روشی متفاوت را دنبال کرده و توان و ظرفیتی متمایز با دیگری دارد. نمیتوان از همه انها انتظار داشت که اهداف خود را منطبق بر اهداف من کن، سرمشق مرا بیاموز و روش مرا طی کن. نمیتوان از همه انها انتظار داشت، که میزان بردباری یا سرعت عمل خود را منطبق با دیگران کنند. 
  بنابرین شایسته نیست، کسانی را که حاضر به پرداخت هزینه بالا، حاضر به پذیرفتن مسئولیت شکست احتمالی یک شورش و تلفات انسانی نیستند را  به کاهلی و بدتر ازان به خودفروشی سیاسی متهم کرد. مقدسمابی و قیاس بنفس پیوسته انسان را دچار اشتباهات محاسباتی در برایند نیرو ها می کند.
 میتوان مخالفین استبداد حاکم را، بطور عام، به چندین دسته ی زمخت متفاوت با یکدیگر طبقه بندی کرد:
-گروه های ارمانگرای عجولی، که منصوروار بسوی پایه دار میروند؛ این گرایش حاد در صدد ست، تکلیف زندگی و ارمانهای تاریخی خود را، هرچه زودتر، در عرصه حیات اجتماعی تسویه کند. هرچه پس از او رخ دهد، پیشاپیش خوشبینانه تلقی شده است.
-گروه های گسترده و متنوع دیگری که امکان هیچگونه مبارزه دموکراتیک در شرایطی عادلانه و برابر (بخوان قانونمند) با رژیم حاکم را نداشته و راه هیچگونه مصالحه ای نیافته و خود و قدرت حاکم را مستعد سازش با یکدیگر نمی بینند. انها خواهان تحولی بنیانی و استقرار نظمی نوین و کاملا متفاوت با نظم موجود هستند. هرچند این قشر امال واقعی ملت ایران منعکس و تحولی بنیانی را طرح میکند، ارائه برنامه عملی شیوه سرنگونی و تعبیه دستگاه حکومتی اینده را -اما- به اینده موکول می کند.
-گروه دیگری، که باوجود داشتن اختلافت استراتژیک و تاکتیکی، حاضر به رویاروئی و اصطکاک علنی با دستگاه حکومتی نیست؛ بدنبال واژگون کردن نظم موجود نبوده و تغییرات زمانبر و روند اصلاحاتی رفرم های گام به گام را پیشه خویش کرده است، که همگی انها مبتنی بر
استحاله درونی دستگاه حکومتی میباشند.
 این گروه اخری، از پایگاه اجتماعی عینی در جامعه برخوردار بوده و بر خلاف گروههای ارمانگرا و گرایشات سیاسی متخاصم با رژیم، در تعاملی اشکار با اقشار میانه رو جامعه و به ویژه رابطه ای ارگانیک و تاریخی باطبقه متوسط است.
 این قشر که بار مسئولیت خطاهای تاریخی متعددی را بر دوش میکشد، با وجود ضربات کشنده ای که  از جهات گوناگون متحمل و تضعیف شده است، از قابلیت هائی برخوردار ست، که بر خلاف گرایشات یاد شده دیگر در بالا و گرایشات مشابه انها، مستعد بازسازی و سازماندهی مجدد و اعمال نفوذ در جامعه است.
 نگارنده برین باورست، که بیرون افکندن این قشر از دایره حکومتی توسط طیف های تمامیت طلب، امری موقتی ست. زیرا، به اقتضای شرایط اجتماعی سیاسی، هیئت حاکمه ناچار میشود، از قوا یا پتانسیل ان، همانند ذخیره استراتژیک بهره جسته و در مقاطعی که بسود حاکمیت براورد کند، راه ظهور، فعالیت و رقابت سیاسی انرا هموار کند.
 این قشر وسیع، از مزایای جامعه سنتی ایرانی -بیش سایر اقشار یاد شده- بهره ور ست. رابطه ارگانیک ان با اقشار متنوع جامعه و برخوردار بودن از پشتیبانی خاستگاه و پایگاه اجتماعی خود، یعنی طبقه متوسط جامعه، که پیشبرد اهداف و تامین منافع خود را در گرو موفقیت و اقتدار ان می بیند، سطح اتکا نسبتا قوی به این قشر میانه می بخشد. این خود سبب میشود، پیوسته همانند واسطه و یا حائلی  میان دستگاه استبدادی حاکم و اقشار مردمی عمل نموده و در مقاطعی از اصطکاکات احتمالی این دو نیرو پیشگیری کند. بنابرین دستگاه استبدادی از قطع رابطه با ان عملا ناتوان است. نگارنده -باوجود دیفرنس های قوی- برین باورست، هرگونه تغییر و تحول احتمالی اتی، از این معبر عبور خواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر