راه رسیدن به رفاه و خوشبختی ملت ایران، و ابادی و اعتلای میهن بزرگ ما، از معبر رفاه و سعادت نسل اینده ساز کنونی عبور میکند. بنابرین گامبرداشتن در راه ازادی و سعادت ملتمان گزافه نیست. نکته ظریف انجاست، که ایرانیان از خودخواهی رسته، نسبت به نسل جوان حاضر همانقدر مسئولیت احساس میکنند، که نسبت به ارمان دلاورانی، که در راه بهروزی ملت ایران جانباخته اند! لازمه ی پای نهادن در راه ارمانی چنین والا، برخوردار بودن ازمنش ملی میهنی والا ست. حجم یا قطر کارنامه ی هر یک از ما، در درجه پائینتری از ارمان، اراده و ایمان ما قراردارد؛ زیرا مزدور نیستیم که با او تسویه حساب کنند؛ هرانک هر انچ در توان داشت، در طبق اخلاص می نهد. حال نام نیک ار بجای ماند، چه بهتر؛ سرمشق دیگران میشود.
سئوال اینجاست که والا بودن ارمان را با چه میسنجند؟...پاسخ ساده است: با درجه خلوص! میپرسند: یعنی چه!؟...یعنی وارستن از انچه رنگ تناسایی دارد...خوار انگاشتن نیازهای خاکی فرقه ای! نخست پس از طی چنین طریقی ست، که شب تیره و تار به پایان میرسد، سپیده ازادی سر میزند و افتاب موعود خوشبختی طلوع میکند. این کلام ازان نگارنده نیست؛ اموزه ی کهن دانش و فرهنگ اجتماعی است، که راویان ان محکوم به انزوا شده و هم باز میشوند:
عرفان ایرانی ائین درویشی و عزلت گزینی نیست! طریقت وحدت و پیوستن است! ما خفتگانیم که در حل معما عاجز مانده ایم:
هیچیک از گوهرهای همیشه درخشان عالم بشری، خودخواسته به کنج خلوت نخزیدند! جهل زمانه ایشان را راند!
بگزار لب فروبسته و صدای نازنینی بی همتا را، که از عمق زمان( قرن سوم هجری!) پیام میدهد را بگوش جان تو رسانم:
....
روشن تر از خاموشی، چراغی ندیدم،
و سخنی، به از بی سخنی، نشنیدم.
ساکن سرای سکوت شدم،
و صدره ی صابری در پوشیدم.
مرغی گشتم؛
چشم او، از یگانگی،
پر او، از همیشگی،
در هوای بی چگونگی، می پریدم.
کاسه ای بیاشامیدم که هرگز، تا ابد،
از تشنگی او سیراب نشدم.
بایزید بسطامی
ماخذ:«روشن تر از خاموشی» برگزیده ی شعر امروز ایران
مرتضی کاخی، موسسه انتشارات اگاه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر