در جریان تغییر و تحول قدرت در ایران آشوبزده، سیاستمداران غربی، همچنین بخش عمده ای از مخالفان رژیم پهلوی،
ماموریتی موقتی برای اسلامگرایان وارداتی مقرر یا متصور بودند.
هدف جملگی آنها از میدان دادن به اسلامگرایان، استفاده تاکتیکی از نفوذ آنها، جلوگیری از وخامت اوضاع و
فراهماوردن مقدمات استقرار حکومتی متمایل به غرب در ایران بود. ماموریتی که ظاهرا، به سرکوب کمونیست های ایرانی، دورنگاهداشتن خرس بزرگ از میدانگاه های نفت و آبهای گرم منتهی میشد.
لیکن آنچه از نگاه روانپریشان دوران موسوم به جنگ سرد پنهان
مانده بود، داعیه قدرت سیاسی روحانیون شیعه در ایران بود، که در سده های پیشین با
بهره برداری از نفوذ خود در توده ی مردم، درچندین نوبت حساس، مداخله های گاه تعیین
کننده، در روند سیاسی کشور، در کارنامه داشتند.
نگارنده برین باورست، یکی از مشکلات امروز کشور درین معضل نهفته است، از آنجاکه دکترین سرشته شده با مذهب ایرانی در منطقه و
جهان اسلامی ریشه در اعصار دور دارد، هیئت
حاکمه ازین موضوع پیچیده، بیشرمانه سو استفاده نموده و شیادان ملبس را به ایران و ایرانیان
تحمیل کرده است.
الیگارشی حاکم ریشه ی ایرانی این دیپلوماسی را نفی و خاستگاه آنرا صرفاً مذهبی تلقی میکند؛ مقاومت ملی میهنی ایرانیان مغلوب در
برابر اعراب تازه مسلمان، که بتعبیری از جنبش هایی نظیر عیاران نشات میگیرد را نادیده انگاشته، آنرا
به مبارزه ای هیئتی تنزل داده و بدین بهانه، آقایی ایرانیان بر آب، خاک، دارائی، جان و سرنوشت سیاسی اجتماعی خود را نادیده میگیرد. مذهب بگونه ی
ابتدائی، دستاویز چپاول اقشار ستمگر دین پناهِ بیگانه با ایران و ایرانی شده است.
از آنجاکه سیاست بلند مدت غرب، کنترل دائمی جهان عربی بوده و
کشور تازه تاسیس اسرائیل بازوی قدرتمندی محسوب نشده و معضلات دیگری بهمراه داشته
است، سودی در تضعیف نظامی ایران، که کشور مهمی در آسیای میانه و جهان اسلام محسوب میشود
نمی بیند. گاه چنان بنظر میرسد غرب بی علاقه نیست، از آمبیسیون های هژمونیک ایران در
خاورمیانه، همانند بازوئی در پیشبرد مقاصد مشترک بهره برداری
کند.
غالب ایرانیان مایلند، بدون در نظر گرفتن همسایگان ترک و عرب خود، پلی هوائی
یا نقبی بیواسطه به جهان غرب زده و به پیشرفت و ترقی جهان مدرن دست یابند. به گواه تاریخ و اوضاع جاری منطقه، مناقشات مذهبی عامل ویرانگر و بازدارنده ای بر سر
راه اعتلای اجتماعی می باشند؛ پس راهی بجز تلاش در راه استقرار حکومتی عرفی،
بمنظور پیشبرد اهداف ملی میهنی خویش برایشان نمانده است. اگر هیئت حاکمه غوغاسالار کمافی السابق از درک
چنین حقایقی غافل بماند، در برابر خواست مشروع ملت ایران ایستادگی بیهوده کند و مصالح ملی ایرانیان را قربانی ادامه ی حکومت ملایان منفور کند، جنگ سرد کشنده ی تحریم ها ادامه خواهد یافت، مبارزه اشکال دیگری بخود گرفته و بجای
باریک کشیده میشود و احتمال مداخله بیگانه افزایش می یابد. در چنین وضعیتی حمایت مردمی در کار نبوده و ایادی حکومت به سرنوشت قذافی و صدام گرفتار خواهند شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر