هنگامی شخص در صدد است، تفسیر و تعبیر
دستکاری شده خود از واقعه ای را به گونه سازمان داده شده بخورد دیگران داده و یا
آنرا به ایشان تحمیل کند، میتوان به وی گفت: "ساکت شو!" درین هنگام بعضی
دچار سوتفاهم شده و برخورد عقلانی را خصومت خوانده و منبعث از تعصبات از نوعی
متفاوت و مغایر با اظهارات شخص یاد شده نامیده، مخالفت و مقابله با آزادی بیان
معرفی میکنند.
نسبت دادن برخورد جدی، خشک و دیالکتیکی با عناصر
ریاکار در عرصه اجتماعی، هنگامی که تلاش سازمان داده شده و مستمر آنها بر منحرف
کردن افکار عمومی یا فریب آن متمرکز است، گاه به مخالفت با دگراندیشان و دعوت آنها
به سکوت و یا مخالفت با آزادی بیان معرفی میشود؛ آنهم با اقامه کردن حقوق و ارزش
های بنیادین جامعه دموکراتیک!
چنین تفسیر غلطی معرف ناآگاهی به امر یا مبدل
کردن شیادانه ی نقطه قوت جامعه دموکراتیک به سلاحی علیه خود آن جامعه می باشد! درینجا
ست که استدلال منطقی مبتنی بر تعریف عام آزادی بیان، بدین معنا که " بلی
انسان هرچه را میخواهد، میتواند به آزادی بیان کند، یا هرچه دلش میخواهد را میتواند
بزبان آورد!" هیچ مگر مغلطه ای موذیانه بمنظور به سخره گرفتن جامعه ی دموکراتیک
و اعضای آن توسط کسانی که درکی از آزادی ندارند و یا اهداف دیگری را تعقیب می کنند
نیست!... آیا خود او یک عنصر لیبرال مقید به لیبرالیسم و برخورد وی با دگراندیشان
مبتنی بر روش و ارزش های لیبرالیستی است؟
درینجا، در نگاه نخستین، بدواً تناقضی مشاهده
شده و این پرسش به میان می آید که، خب، مگر آزادی شخصی و آزادی بیان بدین معنا نیست
که شخص منویات درونی اش را آزادانه منتشر کند؟
پاسخ بلی است! ولی در کجا؟ تناقض این
امر در وظیفه ی رعایت آزادی حقوق سایر آحاد در جامعه ی ملون متبلور و سپس حل میشود،
که اعضای آن اساساً از حق اندیشه و آزادی بیان به میزان مساوی نیز برخوردار هستند؛
پس شخص با عضویت در این جامعه ابتدا به ساکن متعهد شده است، که رعایت حقوق دیگران
را الزامی دانسته، محترم شمرد و وظیفه ی اجتماعی خود بداند. حال اگر این حق را با
تجاوز به حریم و حقوق سایر اعضا یا عضو دیگری سلب کند، صلاحیت و حق اقامه ی داعیه ی
حق آزادی بیان را از خویش سلب نموده است.
حتی جوامع لیبرال، که حق آزادی بیان
در آنها نهادینه و بدیهی شده است نیز گاه با چنین تناقضی روبرو هستند. زیرا بافت
اجتماعی همانند بافت بیولوژیک یا هر بافت دیگری آسیب پذیری های خاص خود را داشته و
مدام با ناهنجاری ها، بیماری ها و خطرات ویرانگر مواجه است. مبارزه با بیماری های
مسری وظیفه پزشکان و مقابله با عوام فریبان که قصد شستشوی فکری افکار عمومی جامعه
را دارند وظیفه روشنفکران و نقادان عضو آن جامعه است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر