۱۳۹۳ مهر ۱۹, شنبه

اشاره کوتاه به آزادی بیان، محدودیت ها و حس مسئولیت اجتماعی



هنگامی شخص در صدد است، تفسیر و تعبیر دستکاری شده خود از واقعه ای را به گونه سازمان داده شده بخورد دیگران داده و یا آنرا به ایشان تحمیل کند، میتوان به وی گفت: "ساکت شو!" درین هنگام بعضی دچار سوتفاهم شده و برخورد عقلانی را خصومت خوانده و منبعث از تعصبات از نوعی متفاوت و مغایر با اظهارات شخص یاد شده نامیده، مخالفت و مقابله با آزادی بیان معرفی میکنند.
 نسبت دادن برخورد جدی، خشک و دیالکتیکی با عناصر ریاکار در عرصه اجتماعی، هنگامی که تلاش سازمان داده شده و مستمر آنها بر منحرف کردن افکار عمومی یا فریب آن متمرکز است، گاه به مخالفت با دگراندیشان و دعوت آنها به سکوت و یا مخالفت با آزادی بیان معرفی میشود؛ آنهم با اقامه کردن حقوق و ارزش های بنیادین جامعه دموکراتیک!
 چنین تفسیر غلطی معرف ناآگاهی به امر یا مبدل کردن شیادانه ی نقطه قوت جامعه دموکراتیک به سلاحی علیه خود آن جامعه می باشد! درینجا ست که استدلال منطقی مبتنی بر تعریف عام آزادی بیان، بدین معنا که " بلی انسان هرچه را میخواهد، میتواند به آزادی بیان کند، یا هرچه دلش میخواهد را میتواند بزبان آورد!" هیچ مگر مغلطه ای موذیانه بمنظور به سخره گرفتن جامعه ی دموکراتیک و اعضای آن توسط کسانی که درکی از آزادی ندارند و یا اهداف دیگری را تعقیب می کنند نیست!... آیا خود او یک عنصر لیبرال مقید به لیبرالیسم و برخورد وی با دگراندیشان مبتنی بر روش و ارزش های لیبرالیستی است؟
 درینجا، در نگاه نخستین، بدواً تناقضی مشاهده شده و این پرسش به میان می آید که، خب، مگر آزادی شخصی و آزادی بیان بدین معنا نیست که شخص منویات درونی اش را آزادانه منتشر کند؟
پاسخ بلی است! ولی در کجا؟ تناقض این امر در وظیفه ی رعایت آزادی حقوق سایر آحاد در جامعه ی ملون متبلور و سپس حل میشود، که اعضای آن اساساً از حق اندیشه و آزادی بیان به میزان مساوی نیز برخوردار هستند؛ پس شخص با عضویت در این جامعه ابتدا به ساکن متعهد شده است، که رعایت حقوق دیگران را الزامی دانسته، محترم شمرد و وظیفه ی اجتماعی خود بداند. حال اگر این حق را با تجاوز به حریم و حقوق سایر اعضا یا عضو دیگری سلب کند، صلاحیت و حق اقامه ی داعیه ی حق آزادی بیان را از خویش سلب نموده است.
 حتی جوامع لیبرال، که حق آزادی بیان در آنها نهادینه و بدیهی شده است نیز گاه با چنین تناقضی روبرو هستند. زیرا بافت اجتماعی همانند بافت بیولوژیک یا هر بافت دیگری آسیب پذیری های خاص خود را داشته و مدام با ناهنجاری ها، بیماری ها و خطرات ویرانگر مواجه است. مبارزه با بیماری های مسری وظیفه پزشکان و مقابله با عوام فریبان که قصد شستشوی فکری افکار عمومی جامعه را دارند وظیفه روشنفکران و نقادان عضو آن جامعه است.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر