AFP

هم این کم مانده بود، که نوبت جمهوری مادام العمر به جناب رجب طیب اردوغان رسد... و ایشان بدان نیز بسنده نکند و با انداختن چفیه ی ولی فقیه، داعیه ی زعامت امّت اسلامی کند...
جناب اردوغان! نه این است، که شما تا به هم اینجا، اعتبار دیپلوماتیک کشور ترکیه در برابر متحدان استراتژیک خود را برباد داده اید؟ با تصمیمگیری و مداخله های غلط، در امور کشورهای منطقه، نقش ویرانکننده ای در به خاک و خون کشیدن ده ها هزار انسان بیگناه وآوارگی صدهاهزار شهروند ترک و کرد و عربِ عراق و سوریه ایفا کرده اید!؟ آیا نمیتوان شما را از متهمین درجه یک هرج و مرج کنونی، در سرتاسر خاورمیانه خواند؟ حال پا جای پای شیخ خودکامه ی معروف نهاده و از وجه تشابه تان همین بس که حتی یک دوست برای ملت خود باقی نگذاشته اید:
روسیه را از خود رنجانده اید؛ موجب خشم آمریکا شده اید؛ روابط با اسرائیل را خدشه دار کرده اید؛ کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا را از خویش رانده اید و هیچ سیاستمدار یا روزنامه نگار، ارزشی برای رجزخوانی های گهگاه شما قائل نمیشود.
دولت شما به کلیه ی همسایگان ترکیه، یعنی سوریه، عراق، اسرائیل، ایران، یونان، ارمنستان، قبرس و روسیه زخم زده وبا نادیده انگاشتن مصالح استراتژیک آنها، تنهای تنها مانده اید.
بدا به حال ملت ترکیه که در صورت بقای شما بر سر قدرت، محکوم به انزوای سیاسی روزافزون، از نوع بدتر از جمهوری اسلامی خواهد شد!
روسای جمهوری کشورهای خاورمیانه -بدون استثنا- از طریق تقلب و ریختن خون مخالفان و حبس و حصرآزادیخواهان به قدرت می رسند؛ پس از طی دوره ی مقرر، امّا، حاضر به قبول نتیجه ی آرای مردم و تحویل مسند خود به دیگری نیست... هرچند سال یکبار بمنظور برجای ماندن بر سر قدرت، معرکه ای بنام انتخابات برپا کرده و با دسیسه های گوناگون، قوانینی که خود به پاسداری و اجرای آنها سوگند وفاداری خورده اند را، یا بطور ساختگی تغییر میدهند و یا بطورکلی زیرپا می نهند! (هر که به آنها اعتراض کند نیز، سر به نیست، یا کهریزکی می شود!)
آیا اینان، با چسبیدن به مسند حکومتی، علّت وجودی جمهوری را انکار وبر ناکارآمد بودن حکومتی که مردمی میخوانند صحه نمی گذارند؟ آیا آنها دروغگویان حسرت کشی نیستند، که برخلاف انچه تظاهر می کنند، در رویا و در صدد برقرارکردن نظام سلطنتی هستند؟ آیا آنها در باطلاق «شبه جمهوری» گیر نکرده و به نظام سلطنتی غبطه نمی خورند؟

هم این کم مانده بود، که نوبت جمهوری مادام العمر به جناب رجب طیب اردوغان رسد... و ایشان بدان نیز بسنده نکند و با انداختن چفیه ی ولی فقیه، داعیه ی زعامت امّت اسلامی کند...
جناب اردوغان! نه این است، که شما تا به هم اینجا، اعتبار دیپلوماتیک کشور ترکیه در برابر متحدان استراتژیک خود را برباد داده اید؟ با تصمیمگیری و مداخله های غلط، در امور کشورهای منطقه، نقش ویرانکننده ای در به خاک و خون کشیدن ده ها هزار انسان بیگناه وآوارگی صدهاهزار شهروند ترک و کرد و عربِ عراق و سوریه ایفا کرده اید!؟ آیا نمیتوان شما را از متهمین درجه یک هرج و مرج کنونی، در سرتاسر خاورمیانه خواند؟ حال پا جای پای شیخ خودکامه ی معروف نهاده و از وجه تشابه تان همین بس که حتی یک دوست برای ملت خود باقی نگذاشته اید:
روسیه را از خود رنجانده اید؛ موجب خشم آمریکا شده اید؛ روابط با اسرائیل را خدشه دار کرده اید؛ کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا را از خویش رانده اید و هیچ سیاستمدار یا روزنامه نگار، ارزشی برای رجزخوانی های گهگاه شما قائل نمیشود.
دولت شما به کلیه ی همسایگان ترکیه، یعنی سوریه، عراق، اسرائیل، ایران، یونان، ارمنستان، قبرس و روسیه زخم زده وبا نادیده انگاشتن مصالح استراتژیک آنها، تنهای تنها مانده اید.
بدا به حال ملت ترکیه که در صورت بقای شما بر سر قدرت، محکوم به انزوای سیاسی روزافزون، از نوع بدتر از جمهوری اسلامی خواهد شد!
***
مبلغان نظام جمهوری مدعی هستند، دلیل مخالفت آنها با نظام پادشاهی، موروثی بودن مقام پادشاه است؛ آنها اذعان می دارند، تلاششان مبتنی بر دفاع ازحق برابر نامزدشدن آحاد ملت، برای تصدی مقام شخص اول مملکت می باشد؛ منطق آنها برین استوار ست، که سلب این حق از شهروندان مصداق دیکتاتوری است... حال نمی بایستی از ایشان پرسید: اگر نظام پادشاهی، یک سیستم دیکتاتوری است، جمهوری های مادام العمر در سرتاسر خاورمیانه چه صیغه ای از نظام های کشورداری هستند؟روسای جمهوری کشورهای خاورمیانه -بدون استثنا- از طریق تقلب و ریختن خون مخالفان و حبس و حصرآزادیخواهان به قدرت می رسند؛ پس از طی دوره ی مقرر، امّا، حاضر به قبول نتیجه ی آرای مردم و تحویل مسند خود به دیگری نیست... هرچند سال یکبار بمنظور برجای ماندن بر سر قدرت، معرکه ای بنام انتخابات برپا کرده و با دسیسه های گوناگون، قوانینی که خود به پاسداری و اجرای آنها سوگند وفاداری خورده اند را، یا بطور ساختگی تغییر میدهند و یا بطورکلی زیرپا می نهند! (هر که به آنها اعتراض کند نیز، سر به نیست، یا کهریزکی می شود!)
آیا اینان، با چسبیدن به مسند حکومتی، علّت وجودی جمهوری را انکار وبر ناکارآمد بودن حکومتی که مردمی میخوانند صحه نمی گذارند؟ آیا آنها دروغگویان حسرت کشی نیستند، که برخلاف انچه تظاهر می کنند، در رویا و در صدد برقرارکردن نظام سلطنتی هستند؟ آیا آنها در باطلاق «شبه جمهوری» گیر نکرده و به نظام سلطنتی غبطه نمی خورند؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر