مخالفت بنیانی با استبداد قرون وسطائی حکومت غوغاسالار، مانع از اذعان این نکته نمیشود،که دولت روحانی با بردباری یکصدمین روز تصدی خود را خرسند پشت سر مینهد. روی کار امدن این دولت در شرایطی متلاطم و پر از بیم و امید رخداد، که مصادف با فرصتی بینظیر برای پویائی بخشیدن به دینامیسم تحولات جاری، خصوصا در روابط بین المللی ایران می گردید. تاثیر مستقیم درروند رویدادهای منطقه ای و یافتن کنزنسی برای زخم کهنه ی مسئله اتمی شاهدان ماجرا هستند. بهر تقدیر جدا از کم و کیف این اتش بس ششماهه، معضلات لاینحل فراوانی کماکان گریبانگیر حاکمیت بطور عام و دولت روحانی بطور خاص هستند. چالشهائی که بطورطبیعی، به فرسایش هر دولتی پس از هشت سال سیاه یکه تازی خامنه ای- احمدینژاد خواهد انجامید. هماکنون با توقف شش ماهه تهدیدهای بین المللی، فرصتی نهائی برای تجدید نظر در سیاستهای ضد مردمی و ضد ایرانی حکومت نهاده شده است، بلکه با استفاده ازان زمینه واگذاری مسالمتامیز حاکمیت به مردم و گذراز حکومت مطلقه ولی تحمیلی، بدون دخالت خارجی فراهم گردد.
بمصداق " کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" اکنون میبایستی برما ایرانیان اشکارشده باشد، که دول بیگانه هر یک بدنبال منافع خویش بوده ودعوای هیئت حاکمه ایران نیز بر سر لحاف ملانصرالدین و باقیماندن بر سر قدرت بهر قیمت است. دریابیم که "حق حاکمیت ملی" گرفتنی است و نه دادنی! پر واضح ست که حکومت خودکامه ملتی را به مرگ گرفته تا به تب راضی کند! در تمام طول تاریخ در سرتاسر جهان، حکام هر سرزمینی ازادی و حق تعیین سرنوشت سیاسی ملل را چون طعمه ای بر قلاب مینهند و با هر خیز کوتاه نامنسجم پیشتازان رهائی ملت هربار انرا جهانده و از دسترس انها خارج میکنند! میبینیم در پی هر تلاش نامنسجم، رشیدترین فرزندان این مرز و بوم به طرق گوناگون نابود و سر به نیست شده و میشوند.
برچیده شدن موقتی پرده ضخیم مسئله هسته ای، از روی چالش های بیشمار حقوقی و مدنی- سیاسی و اجتماعی، تلاش فرزندان برومند ملت در راه دستیابی به حقوق حقه خویش (که پای تا سر انها در تضاد فاحش با حکومت منحط بوده و هست و خواهد بود!) فرصت برجسته ای نیز در اختیار ازادیخواهان ایرانی می نهد. بلکه بیش ازین بیهوده به نظاره منفعل کشمکش دول بیگانه با حکومت ننشسته و با فریادی رساتر از گذشته خواستهای ملی میهنی خود را مطرح، مطالبه و پیگیری کنند. با درایت و همبستگی بیشتری از پیش، به توجیه و تبیین نوین و قابل فهمی از داده ها پرداخته و دستور العملهای کارامد و مردمپسندی در رویاروئی با حکومت خودکامه تهیه و تدوین کنند. مقاومت و مبارزه ای کارساز را سازماندهند. کنزنس هسته ای و فرصت تاریخی ششماهه، کنون، همانند توپی ست که سردمداران جهان در خاک پویندگان راه استقرار حاکمیت ملی و سعادت اجتماعی ایرانیان افکنده اند! حال بر ما ست نشاندهیم، حقیقتا چند مرده حلاجیم!!؟
بمصداق " کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" اکنون میبایستی برما ایرانیان اشکارشده باشد، که دول بیگانه هر یک بدنبال منافع خویش بوده ودعوای هیئت حاکمه ایران نیز بر سر لحاف ملانصرالدین و باقیماندن بر سر قدرت بهر قیمت است. دریابیم که "حق حاکمیت ملی" گرفتنی است و نه دادنی! پر واضح ست که حکومت خودکامه ملتی را به مرگ گرفته تا به تب راضی کند! در تمام طول تاریخ در سرتاسر جهان، حکام هر سرزمینی ازادی و حق تعیین سرنوشت سیاسی ملل را چون طعمه ای بر قلاب مینهند و با هر خیز کوتاه نامنسجم پیشتازان رهائی ملت هربار انرا جهانده و از دسترس انها خارج میکنند! میبینیم در پی هر تلاش نامنسجم، رشیدترین فرزندان این مرز و بوم به طرق گوناگون نابود و سر به نیست شده و میشوند.
برچیده شدن موقتی پرده ضخیم مسئله هسته ای، از روی چالش های بیشمار حقوقی و مدنی- سیاسی و اجتماعی، تلاش فرزندان برومند ملت در راه دستیابی به حقوق حقه خویش (که پای تا سر انها در تضاد فاحش با حکومت منحط بوده و هست و خواهد بود!) فرصت برجسته ای نیز در اختیار ازادیخواهان ایرانی می نهد. بلکه بیش ازین بیهوده به نظاره منفعل کشمکش دول بیگانه با حکومت ننشسته و با فریادی رساتر از گذشته خواستهای ملی میهنی خود را مطرح، مطالبه و پیگیری کنند. با درایت و همبستگی بیشتری از پیش، به توجیه و تبیین نوین و قابل فهمی از داده ها پرداخته و دستور العملهای کارامد و مردمپسندی در رویاروئی با حکومت خودکامه تهیه و تدوین کنند. مقاومت و مبارزه ای کارساز را سازماندهند. کنزنس هسته ای و فرصت تاریخی ششماهه، کنون، همانند توپی ست که سردمداران جهان در خاک پویندگان راه استقرار حاکمیت ملی و سعادت اجتماعی ایرانیان افکنده اند! حال بر ما ست نشاندهیم، حقیقتا چند مرده حلاجیم!!؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر