میهن ما دارای تنوعات اقلیمی و قومی فراوان ست. پهنه هائی از ان به بافتهای نژادی نیز مزین ست. گویش های مادری و سنت های فرهنگی چندگانه ثروت اجتماعی هنگفت این ملت است. به ویژه -زیرا- حوزه های فرهنگی و زبانی این ملت به جغرافیای سیاسی ان محدود نمیشوند. این تمامیت -فرد اعلای تاریخی و فرهنگی " ملت ایران" شناخته شده و میشود.
خطری از ناحیه یک ملیگرای ایرانی هیچ قوم و فرقه ای را تهدید نمیکند. چون یک ملیگرا یا بهتر بگوئیم ملتگرای ایرانی، ملت و میهن خود را در تمامیت ان دوستدارد. ملیگرای ایرانی با اگاهی به سرنوشت دشوار و رنج گرانی که ملت ایران در طول تاریخ خود داشته وکشیده و همچنین ناروائیهای فراوانی که دیده است، تلاش میکند به فرزندان او خوداگاهی و اعتماد بنفس بیشتری دهد. نه بدان منظور که در نخوت و غرور کاذب همسایه ای را برنجاند، بلکه قوی و توانمند و همبسته باهم از حقوق خود، در برابر استبداد داخلی و مطامع بیگانگان در عصر دولتهای ملی در سراسر جهان دفاع کند! حقوقی که از سوی متجاوزان وحشی و یا از سوی حکام محلی بارها پایمالشده است!
ما اگر تاریخ ملتمان را شش دانگ کنیم، پنج دانگ ان به رنج و مرارت و تحمل ستم و بردباری و مدارا و تواضع اجباری در مقابل زورمندان اختصاص می یابد!
بایستی پرسید: -چه اصرار و غرضی در کار ست، که عده ای در تلاشند سطح اتکا روحی به تاریخ و افتخارات فرهنگی ( که این خود اندوخته نیاکان کهن و قابل اثبات اوست!) را از شهروند ایرانی بگیرند؟ بایستی ازخود پرسید: مگر چیزی جز افتخارات کهن و امید به فردای عزتمند برایش مانده که این انگیزه را از او بگیرند؟
همانگونه که ترس از فراهمشدن بستری برای رشد شوونیسم و خیزش دست راستی ها در صحنه سیاسی ایران بی مورد است، جریحه دار کردن احساس یک میهنپرست ایرانی، به جرم انکه مصالح و منافع ملی و میهنی اش را در صدر امال سیاسی خود قرارداده، بسی بویناک است! هرچند جوان ایرانی در اثر نبود مربی فکری و الگوئی برازنده، گاه بطور طبیعی دچار لغزشهائی نظری شود، نبایستی انرا با خیره سری یک فاتح اشتباهی گرفت و دچار فوبیا شد و او را همسنگ ناسیونال سوسیالیستهای المانی قلمداد کرد و وی را راند!
از جوامع دموکراتیک و مترقی بیاموزیم، که چگونه برای اقلیت های افراطی حق حیات قائلند! ما، ره به ده نداشته، کدخدائی میکنیم! خود که رانده شده از سرزمین غصب شده هستیم، غالبا دچار پیشداوریهائی از نوع دیگر بوده وشیوه پاکسازی دگراندیشان را در سر می پروریم!
پسندیده است، اندکی بیش میان ملیگرائی ایرانی، "شوونیسم" و "ناسیونالیسم" تمیز قائل شویم. با خود و دیگران صادق باشیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر