واکنشهای گوناگونی به نتیجه شمارش ارای ریخته شده به صندوقهای موسوم به انتخابات ریاست جمهوری اسلامی نشانداده شده.
نگارنده تا بدین لحظه زبان مناسبی برای تبیین خیمه شب بازی ملایان نیافته است. زیرا برین باورست، شمار ایرانیانی که در انتصابات ولی فقیه شرکت نکرده اند بمراتب بیشتراز ارای ریخته شده به صندوقها هستند! وجدانی بغایت اسوده درجهان نیز به سختی خواهد توانست این واقعیت ملموس را نادیده انگارد.
این که رای دهندگان به کدامین گروههای جمعیتی تعلق داشته و چه انگیزه یا عاملی باعث مشارکت انها شده بماناد!
بدیهیست که میزان احترام به ارای مردمی که به پای صندوق میروند را رعایت استانداردهای دموکراتیک بین المللی تعیین میکند. بنابرین از ابراز تهنیت به برنده این بازی درون حکومتی خودداری میکنم. این بدان معنا نیست که از درک اوضاع کشور عاجز بوده و یا تفاهمی برای کسانیکه برخلاف اراده سیاسی امثال من عملکرده اند نداشته باشم:
فجایعی که حکومت مطلقه ولی فقیه بر ملت ایران نازل کرده و تحمیل اراده و فیلتر شورای نگهبان حکم میکند، از روی حس مسئولیت تاریخی نسبت به مردم و میهن خویش، با کلیت حکومت مخالفت، در برابر زورو ستم مقاومت و تا سرنگونی استبداد و استقرار یک حکومت مردمسالار از پای ننشست. این مسئله به یک برهه از زمان و یک واقعه چون انتخابات محدود نمیشود و نمیتوان با هیاهو انرا مخدوش و تخطئه کرد!
حیات اجتماعی انسانها، زندگانی لحظه به لحظه نیست، بلکه پیشینه و پیامد رخدادهای سیاسی از رویدادهای جاری غیرقابل تفکیک هستند. به ویژه در امور کشوری! رویدادهای سیاسی اجتماعی خلق الساعه نیستند. در پیش ویا در پس وقایع دیگر قرار میگیرند. حلقه هائی از یک زنجیر، که تاریخ معاصر مینامیم و تسلسل انها سرنوشت جامعه را تعیین میکند.
ارزیابی و یا برخورد انتزاعی با داده های اجتماعی گمراه کننده هستند.
گروهی این واقعه را پیروزی بر- یا خلع ید از- محمود احمدینژاد معرفی میکنند! گوئی بنابرین بوده که این شخص تا ابد " معرف و شخص اول ملت ایران " بماند! بی انکه یاداور شوند چگونه همین ولایت مطلقه فقیه اورا به این ملت کهنسال تحمیل کرد!
گروهی دیگر انرا "نه گفتن" به ولی فقیه میشمارند: او نیز هنوز بر خر مراد سوار و بنا به گفته اقای روحانی به اتفاق خاتمی و رفسنجانی او را برگزیده است!
امروزه هرکه به ظن خود این واقعه را تعبیر و تفسیر میکند. معتقدم که پیامدهای ان تعیین کننده تر از خود واقعه هستند.
نگارنده تا بدین لحظه زبان مناسبی برای تبیین خیمه شب بازی ملایان نیافته است. زیرا برین باورست، شمار ایرانیانی که در انتصابات ولی فقیه شرکت نکرده اند بمراتب بیشتراز ارای ریخته شده به صندوقها هستند! وجدانی بغایت اسوده درجهان نیز به سختی خواهد توانست این واقعیت ملموس را نادیده انگارد.
این که رای دهندگان به کدامین گروههای جمعیتی تعلق داشته و چه انگیزه یا عاملی باعث مشارکت انها شده بماناد!
بدیهیست که میزان احترام به ارای مردمی که به پای صندوق میروند را رعایت استانداردهای دموکراتیک بین المللی تعیین میکند. بنابرین از ابراز تهنیت به برنده این بازی درون حکومتی خودداری میکنم. این بدان معنا نیست که از درک اوضاع کشور عاجز بوده و یا تفاهمی برای کسانیکه برخلاف اراده سیاسی امثال من عملکرده اند نداشته باشم:
فجایعی که حکومت مطلقه ولی فقیه بر ملت ایران نازل کرده و تحمیل اراده و فیلتر شورای نگهبان حکم میکند، از روی حس مسئولیت تاریخی نسبت به مردم و میهن خویش، با کلیت حکومت مخالفت، در برابر زورو ستم مقاومت و تا سرنگونی استبداد و استقرار یک حکومت مردمسالار از پای ننشست. این مسئله به یک برهه از زمان و یک واقعه چون انتخابات محدود نمیشود و نمیتوان با هیاهو انرا مخدوش و تخطئه کرد!
حیات اجتماعی انسانها، زندگانی لحظه به لحظه نیست، بلکه پیشینه و پیامد رخدادهای سیاسی از رویدادهای جاری غیرقابل تفکیک هستند. به ویژه در امور کشوری! رویدادهای سیاسی اجتماعی خلق الساعه نیستند. در پیش ویا در پس وقایع دیگر قرار میگیرند. حلقه هائی از یک زنجیر، که تاریخ معاصر مینامیم و تسلسل انها سرنوشت جامعه را تعیین میکند.
ارزیابی و یا برخورد انتزاعی با داده های اجتماعی گمراه کننده هستند.
گروهی این واقعه را پیروزی بر- یا خلع ید از- محمود احمدینژاد معرفی میکنند! گوئی بنابرین بوده که این شخص تا ابد " معرف و شخص اول ملت ایران " بماند! بی انکه یاداور شوند چگونه همین ولایت مطلقه فقیه اورا به این ملت کهنسال تحمیل کرد!
گروهی دیگر انرا "نه گفتن" به ولی فقیه میشمارند: او نیز هنوز بر خر مراد سوار و بنا به گفته اقای روحانی به اتفاق خاتمی و رفسنجانی او را برگزیده است!
امروزه هرکه به ظن خود این واقعه را تعبیر و تفسیر میکند. معتقدم که پیامدهای ان تعیین کننده تر از خود واقعه هستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر