مقاومت وحشیانه رژیم بعثی بشار اسد در برابر مخالفان ان دولت، تاکنون
تلفات فراوان و صدمات جبران ناپذیری به ملت کهنسال سوریه تحمیل کرده است. ازان
میان میتوان به کشته شدن نزدیک به چهل هزار
انسان بی گناه، چندین برابر ان زخمی و مصدوم، ویرانی شهرها و اواره شدن ده ها هزار شهروند و خانوار سوری
اشاره کرد. علاوه بر ان ضربات مهلکی به ساختار اقتصادی صنعتی وارد امده و این سرزمین
در استانه فروپاشیدگی کامل و خطر تجزیه قرار گرفته است.
با وجود مبارزه خونین ده ها گروه مسلح، که واحدهائی از ارتش سوریه نیز به انها ملحق شده اند، با وجود کمکهای مستقیم
سیاسی دیپلوماتیک و مالی تسلیحاتی دولتهای مقتدری چون عربستان سعودی، ترکیه و قطر، با وجود همدلی و حمایت معنوی دول و ملل عرب وغیرعرب خاورمیانه و شمال افریقا و هم با وجود تبلیغ رسانه های بین المللی علیه دولت مستبد بشار
اسد که بطور شبانه روزی جریان دارد، شاهد انیم که وزیر امورخارجه عربستان سعودی با وجود
برخورداری از پشتوانه مالی بی همتا و پشتوانه دیپلوماتیک منحصر بفرد، ضمن اعتراض صریح
به مداخلات ماجراجویانه حکومت منفور اسلامی در ایران، امده و در یک کشور اروپائی(از لحاظ دیپلوماتیک تقریبا بیطرف!) جامعه جهانی و غرب
را به مداخله دعوت و ترغیب میکند.
اقای سعود بن فیصل در مصاحبه اخیر خود باروزنامه " وینر تسایتونگ " در وین اظهار میدارد که :"غرب ابتدا به
مخالفان گفت شماها وحدت ندارید، بنابراین نمی توانیم به شما کمک کنیم. اکنون مخالفان
وحدت کرده اند و دیگر بهانه ای برای غرب وجود ندارد به مخالفان کمک نکند. نمیتوان
دربارۀ حقوق بشر حرف زد و فقط ناظر بود که حق زندگی از مردم سوریه دریغ می شود."
با توجه به داده های یادشده و اوضاع رقتبار
کنونی ملت سوریه و مبارزه ای که تشابهاتی به مبارزه ملت ایران علیه رژیم خودکامه
دارد، ایا پسندیده نیست که از سخنان این مقام اگاه کشورهمسایه نتیجه ای راهبردی که به
سود ملت ما باشد استخراج نمائیم و از خود بپرسیم:- چگونه است که ملت سوریه و مبارزان
مسلح ان با وجود فداکاریهای شگفتاور و توانمندیهای یاد شده، هنوز بدون کمکها
و مداخله غرب تحولی را در چشمانداز خود نمیبیند؟
اقای سعود بن فیصل، وزیر امورخارجه کشور
عربستان سعودی ضمن اعتراض شدید به مداخلات
ماجراجویانه حکومت منفور اسلامی، که برخلاف دعاوی دروغین عربی و اسلامی بودن خود، عربیت و اسلامیت ساختگیش، نتنها از سوی ما ایرانیان بلکه از سوی اعراب و مسلمانان جهان نیز برسمیت شناخته
نمیشود، به جامعه جهانی
و غرب بخاطر بیتفاوتی و خودداری از مداخله اعتراض میکند.
پرسش اینست که چگونه بخشی از مدعیان
اصلاحطلبی در ایران، که فاقد کمترین عرصه مانور سیاسی هستند، با وعده های دروغین، بر ذهن بخشی از هموطنان پنجه افکنده و مانع همگامی وهمبستگی انها با نیروهای سکولار دموکرات انحلال طلب میشوند؟- چگونه بخشی از اپوزیسیون ایرانی و کسانی
که خود را در صفوف اپوزیسیون جازده اند و نافشان به حکومت دروغین بسته است دعاوی عوامفریبانه
کرده و میخواهند با دست خالی تغییر و تحول قدرت در ایران اشغالی را صورت تحقق بخشند؟
پاسخ جامعه جهانی به مبارزان سوریه پیامی برای ما ایرانیان نیز هست: عدم همبستگی و
چند دستگی نیروهای مخالف حکومت مانع از حمایت تعیین کننده جامعه جهانی به مردم ایران
میشود و جهان غرب به ما نیز خواهد گفت : شماها وحدت ندارید، بنابراین نمی توانیم به
شما کمک کنیم! نگارنده برین باورست که جامعه ایرانیان ضمن تلاش بیوقفه در راه همبستگی نیروها، به یک بازنگری جدی و شفاف درتوجیه بافت کنونی جامعه و صفارائی نیروهای خود وهمچنین شناخت مناسبات سیاسی پیرامون کشورو نقش موثر جامعه بین المللی در روند مبارزاتی علیه رژیم لگام گسیخته نیاز مبرمی دارد. عدم رهیابی به راههای عملی وغفلت درین امور احتمالا منطقه را به گلوله ای از اتش بدل خواهد کرد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر