۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

چه باید گفت؟


- بر خلاف تصورات القائی در ادبیات کلاسیک سیاسی ما - اعتدال بمفهوم " وادادن" یا پشتکردن به ارمان سیاسی نیست. بلکه نشان رشد خرد واقعگراست. فرهنگ سیاسی در جامعه استبدادزده ایران با تمامیت طلبی یا رادیکالیسم عجین شده است. بدین معنی که ما هرگز در پی یافتن راه حل های مشترک با دیگران نبوده بلکه تلاشمان متمرکز بر بکرسی نشاندن دولت تعریفشده با مضامین خودمان است. یا همه چیز یا هیچ چیز. درینجاست که شاهدیم سوسیالیستهای ما در پی استقرار یک حکومت سوسیالیستی - استالینیستهای ما در پی استقرار حکومتی استالینیستی - اسلامگرایان ما در پی حکومت تمامیتطلب دینی - شوونیستهای ما در پی استقرار یک حکومت شوونیستی و انارشیستهای ما در صدد مبارزه با هر نوع حکومت و سیستم سیاسی هستند. هیچیک بدنبال راه حل و مشارکت با سایرین نیست و هر دگراندیشی را بتنهائی و همه دگراندیشان را به یکجا دشمن استراتژیک خود تعریف میکند. هر گونه انعطاف از موازین ایدئولژیک بلافاصله خیانت به ارمان محسوب و اندیشه مصالحه جو یا پراگماتیک یا هرچه میخواهیم نام نهیم - سرکوب شده و میشود. حاصل چیست؟ - همین اوضاع موجود و احتمالا تشدید نابسامانی در اینده!
 سازمانهای سیاسی سنتی هیچ از گذشته نیاموخته و راه باطل میروند! هنوز همان منیت های قدیم! هنوز همان کلنجار رفتن با دگر اندیشان. هنوز همان تکرویهای خانمانسوز! رمز پیروزی ما بر استبداد حاکم همبستگی ملی و مشارکت در تشکیل کانونی سیاسی است که اکثریت قریب به اتفاق گرایشات سیاسی ایرانی را پوشش دهد. سپس انها عقل خود را روی هم ریخته و راه حل مشترکی برای مبارزه همسو با استبداد حاکم یافته و همصدا به هم میهنان اعلام کنند. از انها دعوت عام کنند که به یاری یکدیگر بشتابند. صدای ملت مظلوم خود در جوامع بین المللی شوند. ملل جهان را به حمایت از ملت ستمدیده ایران و وارد کردن فشار به دولتهای جهان در برسمیت شناختن حقوق حقه این ملت باستانی فراخوانند. امکان مشارکت فعال همه ایرانیان در مبارزه برای تعیین سرنوشت اجتماعی خویش را فراهم کنند. به جوانان فهیم که کم نیستند میدان و فرصت رشد و رهبری دهند....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر