۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

استراتژی احتمالی دولت جدید فرانسه در تعامل با جمهوری اسلامی

گروهی از رجال فرانسوی در صدد هستند حکومت اسلامی را وادار به انجام تعهداتی کنند که اسلافشان در استانه برگذاری کنفرانس گوادلوپ به ژیسکاردستن داده اند و بنیصدر و یزدی تاکنون  حاضر به افشای تعهدات کتبی که بنام خمینی و به قلم صادق قطب زاده منسوب میکنند - نیستند!
این واقعه مهم - در شرایط جنگ سرد- به هموارکردن مقدمات تسلط اسلامگرایان بر مقدرات این مرز و بوم و مردم ستمدیده ان انجامید.  جلب رضایت و خشنودی عمیق والری ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه - مقدمه تعیین استراتژی حمایت غربیها از اسلامگرایان و قطع حمایتهای دیپلماتیک از رژیم شاه را فراهم کرد. انها که راسا  مشارکت داشتند لب فروبسته و طرح این رویداد تعیینکننده را که در حافظه دانشاموزان انزمان حتی نقش بسته است را به " تئوری توطئه " محکوم و از پاسخگوئی میگریزند! انها مهره هائی بیش نبوده و نیستند و ماموریت مادام العمرشان را ادامه میدهند! بزودی شاهد خواهیم بود که بدرستی همان نیروها و گرایشات دور و بر خمینی و همپیمانانشان را مجددا فعال خواهند کرد!
این موضوع و ارتباطات خائنانه ای که احتمال میرود به قاعده ای در میان احزاب سوسیال دموکرات اروپائی  بیانجامد - تلاش در استحکام حکومت منحط و سازش با انرا هدف خود قرار داده است. انهم در شرایطی که سالها از اعلام پایان مناسبات جنگ سرد میگذرد و تعقیب چنین اهدافی گردشی به عقب بوده و به زیان ملت ایران تمام میشود!
اگر حکومت اسلامی در شرایط ضعف نیازی به خوراک تبلیغاتی نداشت- این سفر رسانه ای نمیشد!
در میان ما ایرانیان- ساده لوحانی هستند که فریب سرسپردگان محافل ویژه ای را خورده و در خاموشکردن صدای اعتراض دیگران میکوشند. انها باید بدانند که بسیاری از ما که از زیر تیغ این حکومت قرون وسطائی جان سالم بدر برده ایم- شاهد جنایات این خائنان اسلامپناه بودیم و هیچ فراموش نکرده ایم! هنوز زنده ایم و تا اخرین نفس به افشای این توطئه گران میپردازیم! ترسی از تهمت و شلاق تکفیر این خودفروختگان نداشته و نداریم و در سودای پیروزی مقطعی کاذبی- که در طی ان یکی برود و دیگری بیاید نیستیم!
بی پرده بگوئیم: اعتمادی به یک جریان سیاسی واحد نمیتوان کرد! چون یک گرایش خاص مستعد انحراف و بعبارت دیگر به انحراف کشاندن ان توسط سوداگران جهانی وجود دارد! بنابرین انها که خود را تافته جدابافته میدانند و از همبستگی با سایر جریانات خودداری کرده و به سمپاشی علیه مخالفین سیاسی دگراندیش مشغول هستند- مقدسمابی دروغین میکنند و لابد ریگی در کفش دارند!
برین باورم که بدعوت عام از کلیه ( یا حداقل اکثر قریب به اتفاق ) جریانات سیاسی مخالف رژیم و تشویق انها به یک شورای ملی یا کنگره ملی ادامه دهیم! این تشکیلات شورائی هرچه ملونتر باشد بسود ما ملت است. انحصار طلبانی که به حذف دیگر نیروها و تجزیه افکار عمومی ایرانیان و تقسیم مردم میان خودی و ناخودی مشغولند - در تحلیل نهائی - اهداف خاصی را دنبال میکنند! انها قصد کنترل اوضاع بسود خویش و پیشبرد اغراض صنفی یا گروهی خود را دارند!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر