اوضاع کنونی کشور نشان از ایران در استانه انقلاب مشروطه دارد! اینچنین به قهقرا رفته ایم، باری! جای تعجب نیست: همه تلاشهای خودجوش ایرانیان از صدر مشروطیت تاکنون
الف) عجولانه بوده،
ب) روند انها با دخالت جهانبانان وانفاس مسموم ماجراجویان داخلی مواجه گشته،
پ) نیمه کاره و ناکام مانده اند!
چند نمونه:
یکم: انقلاب مشروطه، که میتوان انرا سراغاز شکلگیری جامعه مدنی در ایران نامید،
دیم: تلاشهای رضاشاه که میتوان در ملتسازی، الغا رژیم ملوک الطوایفی و قوام بخشیدن به دولتی مرکزی خلاصه کرد،
سیم: پروسه ملی شدن صنعت نفت، که میتوان انرا تلاشی در راه سیادت ایرانیان بر ثروت زیرزمینی خویش عنوان داد،
چهارم: اقدامات محمدرضاشاه، که میتوان در گذردادن کشوری عقبمانده از جامعه فئودالی به جامعه ای مدرن، از طریق الغای رژیم ارباب و رعیتی و توسعه صنعتی کشور خلاصه نمود.
...
حال اگر دقیقتربه واقعه نگاه کنیم، خواهیم دید، نقش مخرب عوامل داخلی در ناکام ماندن اینهمه تلاش، که طومار ان با خون پاک هزاران ایرانی غیور و ازخودگذشته نوشته شده، به مراتب بیشتراز تحرکات اهرم های خارجی بوده است!
- میپرسند: چرا؟!
- زیرا خیره سری دولتمردان و بی درایتی انها در تعامل با قدرتها و جامعه جهانی و همزمان با ان بلندپروازی و کارشکنی های منورالفکران ننر جامعه، به تبهروزی ملت و تحقیر مکرر تاریخی اش میانجامد!
انچه تاکنون بر روزگار مای کمزور و پرمدعا رفته را میتوان در چند کلمه، حاصل رقابت ابرقدرت ها در کشوری عقبمانده، در سیطره رجالی سست عنصر از یکسو و شیوه تفکر عشیره ای فعالان سیاسی ان لقب داد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر