۱۳۹۲ شهریور ۲۲, جمعه

گپ بی خاصیت


  پیکار با حکومت استبدادی محدود به انکار کلامی قدرت حاکم و رد صلاحیت لغوی از آن نیست. سخنسرائی در مورد آرمان ها، اعلام برنامه های نظری متنوع جذاب، نقاشی پر لعاب ارزشهای برجسته، هرگز بمفهوم مشارکت فعال در تعیین سرنوشت سیاسی جامعه نیست.

 همانگونه که مداخله یا مشارکت در پیشبرد نقشه های سیاسی در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی به درک و رعایت قواعد و بکارگیری اهرم های کارآمد، توسط یک دولت نیازمند ست، مخالفت با خود آن دولت نیز تنها از عهده نیروهای سازمان داده شده ای برخاسته است، که دارای برنامه ای روشن و برخورداری از پتانسیل هایی نظیر پشتیبانی و حرف شنوی مردمی باشند.
 نیروی سیاسی منسجم دارای برنامه روشن برای امروز و برای فردای کشورست که فرصت اظهار وجود یافته، برسمیت شناخته شده و جدی گرفته میشود. نیرویی که توان متقاعد کردن، جذب و انسجام بخشیدن به نیروهای مخالف را داشته و همچنین قابلیت جانشینی قدرت حاکم را از خود نشان دهد، قادر به جلب تشریک مساعی مردمی وحمایت بین المللی است.
 نبود چنین توانمندی، علت اصلی معطل ماندن چرخ تحول اجتماعی ست.
  جای بسی تاسف ست، که عقب نشینی تاکتیکی، بمنظور ایجاد اتحاد و همبستگی، در ضمیر خودپسند ما ایرانیان، زیان بسود دیگران و نفی مواضع خودی تلقی میشود. بدیهی ست که قوای حکومتی با مشاهده ی نخستین نشانه ظهور چنین پتانسیلی در عرصه زندگی اجتماعی بسیج و گسیل شده تا با تمام نیرو از تشکل و گسترش ان جلوگیری کرده و با هر وسیله ای انرا در نطفه  خفه کنند. یکی از شناخته ترین حیل ایادی استبداد درین راستا، کنترل وعقیم کردن افکار عمومی، با توسل به نبش قبرهای تاریخی و برانگیختن تعصبات جور واجور اقشار پاکباخته ی نگونبخت است؛ دامی که تحصیلکرده گان را نیز گرفتار میکند. الحق که حکام محلی، به مدد مشاوران استعماری زیرک، بدینوسیله ملل ساده لوح خاورمیانه را به بازی گرفته و مدعیان اهل سیاست را نیز مچل کرده اند!

 ائتلاف سیاسی از سرچشمه ی بلوغ سیاسی اجتماعی نشات میگیرد. دردا که درمیان شخصیتها و گرایشات صاحبنام ایرانی نمیتوان نشانی از ان گرفت. بدین نمط  ما همچنان در آغاز مانده و چون اسب عصاری در دایره کمال(!) میگردیم.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر