اینروزها جو آشفته ای بر فضای سیاسی اجتماعی ما حاکم ست. درهم و برهم گفتن های ما، نتنها رهنمون تازه ای به مردم نمیدهند، بلکه موضوعات را پیچیده تراز پیش نموده و افکارعمومی را مشوّش می کنند. فعالان سیاسی یا واقعا نمی دانند کشمکش بر سر چیست و یا دانسته از حقیقت گریخته و غرق در رویاهای صنفی و محسوربه به و چهچه همپالگی های خویشتن اند. عده ای شرمسار از امید عبث ودریوزگی مکرر به درگاه فسق و جور، زانوی غم در بغل گرفته و درماتم دستاندرکاران رانده شده از دستگاه بی کفایت غاصب به عزا نشسته اند. در حالیکه جای هیچگونه شک و تردیدی برای صاحب منصبان حکومت پوشالی نمانده و بارها اذعان کرده اند، که به ورشکستگی و بن بست رسیده اند، ایشان به خودفریبی کماکان ادامه می دهند.
براستی بر ما چه رفته و ما را چه میشود. کمی تامل و اندیشه لازم ست تا بلکه در خلوت کلاه خویش را قاضی کرده و بپرسیم :
-اگرمخالفان حکومت پس از اینهمه ویرانی هنوز به بلوغ سیاسی اجتماعی لازم نرسیده اند، که قادر به همبستگی و همصدائی با یکدیگر شوند...اگر قابلیت های رهبری مردم در مخالفان رژیم موجود نیست... آیا تضعیف بیشتر این ملت ستمدیده و کشوری که شش دانگ گریبانش در دست یک ماجراجوی جاهل قرار دارد خیانتی آشکار به مصالح ملی نسل های کنونی و آینده ایرانی نیست؟
- آیا از اینهمه ویرانی که در کشور همسایه ما اتفاق افتاد عبرت نگرفته ایم؟ آیا نمی فهمیم تحریم های اقتصادی مشابه با عراق، که نخستین قربانیان خود را از میان آسیب پذیرترین اقشار جامعه می گیرند وهماکنون آهسته آهسته در حال خشک کردن ریشه های اقتصادی- صنعتی کشورهستند، پیشدرآمد اصطکاک نظامی ویرانگری هستند، که در صورت وقوع نه از تاک نشان بجای خواهد نهاد و نه از تاکنشان؟ آیا هنگامی که شیرازه ی کشور از هم بگسلد شهر و دیاری برجای مانده که مغبچگان بر سر سیستم حکومتی اش کشمکش و رقابت کنند؟
بدانیم و آگاه باشیم: درصورت وقوع چنین فاجعه ای، آیندگان درگوشه ای از تاریخ خواهند نگاشت: الاغی بمنظور سرباززدن از بُردن بار، پای خود را در گودالی فرو کرد و شکست!
براستی بر ما چه رفته و ما را چه میشود. کمی تامل و اندیشه لازم ست تا بلکه در خلوت کلاه خویش را قاضی کرده و بپرسیم :
-اگرمخالفان حکومت پس از اینهمه ویرانی هنوز به بلوغ سیاسی اجتماعی لازم نرسیده اند، که قادر به همبستگی و همصدائی با یکدیگر شوند...اگر قابلیت های رهبری مردم در مخالفان رژیم موجود نیست... آیا تضعیف بیشتر این ملت ستمدیده و کشوری که شش دانگ گریبانش در دست یک ماجراجوی جاهل قرار دارد خیانتی آشکار به مصالح ملی نسل های کنونی و آینده ایرانی نیست؟
- آیا از اینهمه ویرانی که در کشور همسایه ما اتفاق افتاد عبرت نگرفته ایم؟ آیا نمی فهمیم تحریم های اقتصادی مشابه با عراق، که نخستین قربانیان خود را از میان آسیب پذیرترین اقشار جامعه می گیرند وهماکنون آهسته آهسته در حال خشک کردن ریشه های اقتصادی- صنعتی کشورهستند، پیشدرآمد اصطکاک نظامی ویرانگری هستند، که در صورت وقوع نه از تاک نشان بجای خواهد نهاد و نه از تاکنشان؟ آیا هنگامی که شیرازه ی کشور از هم بگسلد شهر و دیاری برجای مانده که مغبچگان بر سر سیستم حکومتی اش کشمکش و رقابت کنند؟
بدانیم و آگاه باشیم: درصورت وقوع چنین فاجعه ای، آیندگان درگوشه ای از تاریخ خواهند نگاشت: الاغی بمنظور سرباززدن از بُردن بار، پای خود را در گودالی فرو کرد و شکست!
zende--baad--jomhouri,ye--federal--daar--iran--<moris1315@gmail.com---
پاسخ دادنحذف