عنوانهای مهندس و دکتر نتنها معرف پایگاه اجتماعی وهویت اجتماعی برتر گردیده اند، بلکه داشتن انها از شروط الزامی دستیابی به پست و مقام و درامد عالی درسطح جامعه ما گشته اند. هر یک بارها با خود اندیشیده ایم، که ایا براستی کرامت و شرافت اعضای دیگر جامعه، یعنی سایر اصناف که در خدمت شبانه روزی جامعه و مردم خود هستند، مادون شان یک دکتر یا مهندس است؟ ایا بهمین دلیل ست که ما برای معرفی وابستگان اصناف زحمتکش دیگر، از شغل ایشان بعنوان پیشوند نامشان خودداری میکنیم؟
بدیهیست، پدیده مدرک گرائی محدود به جامعه ما نیست. افتی دیرپای در جوامع عقبمانده بوده وهست.
***
دکانداران دین در پی اشغال کشور، نخست به قلع و قمع اقشار دانشاموخته ایرانی پرداحتند. سپس روشنفکرنمایان دینی با طرح انقلاب فرهنگی دانشگاه ها را به تعطیلی کشانیدند. دانشجویان اواره و سر از زندانها دراوردند. نودولتان کرسیهای دانشگاهی را به فرصت طلبان واگذار کردند. علاوه بر اختصاص دادن سهمیه های دانشگاهی به سوگلیها، امتحانهای ایدئولوژیک دینی نیز برای ورود به مدارس عالی و دانشگاهها برای شهروندان مغبون شده ایرانی وضع گردید. بدینترتیب سرکردگان کشور نابود شدند و عده ای بیدانش در صدر جامعه قرار گرفتند. امروزه شاهدیم که وابستگان حکومت اسلامی به اینهمه خیانت و جفا به اموزش عالی کشور بسنده نکرده و به خرید و فروش مدارک تحصیلات ساختگی در کوچه و خیابان روی اورده اند!
***
پسندیده است که ضمن سپردن بررسی این چالش بزرگ به کارشناسان و دانشاموختگان ایرانی، از ایشان تقاضا کنیم، برای حفظ حیثیت حویش و جامعه، راه حلهائی جهت رفع تبعیضات اجتماعی و حق کشی های مرتبط با این معضل یافته و به این فریب و بیعدالتی نقطه پایانی نهند!
دربسیاری ازکشورهای جهان، جعل مدارک تحصیلی کلاهبرداری محسوب میشود و مجازاتهای سنگینی برای ان مقرر شده اند. در جامعه کنونی ما، اما جعل مدارک دانشگاهی تبدیل به یک صنعت پردرامد شده است! مدارک تحصیلی در کلیه سطوح در خیابانها و موسسات اموزشی بطور رسمی خرید و فروش و اگهی میشوند!
ایا وقت ان نرسیده است که متفکران ما به این معضل بپردازند و راه حلهائی را در جهت مقابله با ان ارائه کنند؟
بدیهیست، پدیده مدرک گرائی محدود به جامعه ما نیست. افتی دیرپای در جوامع عقبمانده بوده وهست.
***
دکانداران دین در پی اشغال کشور، نخست به قلع و قمع اقشار دانشاموخته ایرانی پرداحتند. سپس روشنفکرنمایان دینی با طرح انقلاب فرهنگی دانشگاه ها را به تعطیلی کشانیدند. دانشجویان اواره و سر از زندانها دراوردند. نودولتان کرسیهای دانشگاهی را به فرصت طلبان واگذار کردند. علاوه بر اختصاص دادن سهمیه های دانشگاهی به سوگلیها، امتحانهای ایدئولوژیک دینی نیز برای ورود به مدارس عالی و دانشگاهها برای شهروندان مغبون شده ایرانی وضع گردید. بدینترتیب سرکردگان کشور نابود شدند و عده ای بیدانش در صدر جامعه قرار گرفتند. امروزه شاهدیم که وابستگان حکومت اسلامی به اینهمه خیانت و جفا به اموزش عالی کشور بسنده نکرده و به خرید و فروش مدارک تحصیلات ساختگی در کوچه و خیابان روی اورده اند!
***
پسندیده است که ضمن سپردن بررسی این چالش بزرگ به کارشناسان و دانشاموختگان ایرانی، از ایشان تقاضا کنیم، برای حفظ حیثیت حویش و جامعه، راه حلهائی جهت رفع تبعیضات اجتماعی و حق کشی های مرتبط با این معضل یافته و به این فریب و بیعدالتی نقطه پایانی نهند!
دربسیاری ازکشورهای جهان، جعل مدارک تحصیلی کلاهبرداری محسوب میشود و مجازاتهای سنگینی برای ان مقرر شده اند. در جامعه کنونی ما، اما جعل مدارک دانشگاهی تبدیل به یک صنعت پردرامد شده است! مدارک تحصیلی در کلیه سطوح در خیابانها و موسسات اموزشی بطور رسمی خرید و فروش و اگهی میشوند!
ایا وقت ان نرسیده است که متفکران ما به این معضل بپردازند و راه حلهائی را در جهت مقابله با ان ارائه کنند؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر